فلسفه اذن پدر در ازدواج دختر از دیدگاه اسلام:

نظر اسلام درمورداستقلال زن در انتخاب  سرنوشت خود

چندنکته:

1- دخترك  نگران و هراسان آمد نزد رسول اكرم :

يا رسول الله از دست  اين پدر . . .

. . . مگر پدرت  با تو چه كرده است  ؟

برادر زاده اى دارد و بدون آن كه قبلا نظر مرا بخواهد مرا بعقد او درآورده است 

حالا كه او كرده است  , تو هم مخالفت  نكن , صحه بگذار و زن پسر عمويت باش .

يا رسول الله من پسر عمويم را دوست  ندارم . چگونه زن كسى بشوم كه دوستش ندارم ؟

اگر او را دوست  ندارى , هيچ . اختيار با خودت  , برو هر كس را خودت دوست  دارى بشوهرى انتخاب  كن .

اتفاقا او را خيلى دوست  دارم و جز او كسى ديگر را دوست  ندارم و زن كسى غير از او نخواهم شد . اما چون پدرم بدون آنكه نظر مرا بخواهد اين كار را كرده است  , عمدا آمدم با شما سئوال و جواب  كنم تا از شما اين جمله را بشنوم و به همه زنان اعلام كنم از اين پس پدران حق ندارند سر خود هر تصميمى

كه ميخواهند بگيرند و دختران را بهر كس كه دل خودشان ميخواهد شوهر دهند .

اين روايت  را فقها مانند شهيد ثانى در مسالك  و صاحب  جواهر در جواهر الكلام از طرق عامه نقل كرده اند . در جاهليت  عرب  , مانند جاهليت  غير عرب  , پدران خود را اختياردار مطلق دختران و خواهران و احيانا مادران خود ميدانستند و براى آنها در انتخاب  شوهر , اراده و اختيارى قائل نبودند . تصميم گرفتن حق مطلق پدر يا برادر و در نبودن آنها حق مطلق عمو بود .

كار اين اختياردارى به آنجا كشيده بود كه پدران بخود حق ميدادند دخترانى را كه هنوز از مادر متولد نشده اند پيش پيش بعقد مرد ديگرى در آورند كه هر وقت  متولد شد و بزرگ  شد آن مرد حق داشته باشد آن دختر را براى خود ببرد .

2- شوهر دادن قبل از تولد

در آخرين حجى كه پيغمبر اكرم انجام داد , يكروز در حالى كه سواره بود و تازيانه اى در دست  داشت  , مردى سر راه بر آنحضرت  گرفت  و گفت  : شكايتى دارم .

بگو .

در سالها پيش در دوران جاهليت  , من و طارق بن مرقع در يكى از جنگلها شركت  كرده بوديم . طارق وسط كار احتياج به نيزه اى پيدا كرد . فرياد برآورد كيست  كه نيزه اى بمن برساند و پاداش آنرا از من بگيرد ؟ من جلو رفتم و گفتم چه پاداش ميدهى ؟ گفت  قول ميدهم اولين دخترى كه پيدا كنم براى تو بزرگ  كنم . من قبول كردم و نيزه خود را به او دادم . قضيه گذشت  . سالها سپرى شد . اخيرا بفكر افتادم و اطلاع پيدا كردم او دختردار شده و دختر رسيده اى در خانه دارد . رفتم و قصه را بياد او آوردم صفحه : 89

و دين خود را مطالبه كردم . اما او دبه درآورده و زير قولش زده ميخواهد مجددا از من مهر بگيرد . اكنون آمده ام پيش تو ببينم آيا حق با من است  يا با او ؟

دختر در چه سنى است  ؟

دختر بزرگ  شده . موى سپيد هم در سرش پيدا شده .

اگر از من ميپرسى حق نه با تو است  , نه با طارق . برو دنبال كارت  و دختر بيچاره را بحال خود بگذار .

مردك  غرق حيرت  شد . مدتى پيغمبر خيره شد و نگاه كرد . در انديشه فرو رفته بود كه اين چه جور قضاوتى است  . مگر پدر اختياردار دختر خود نيست ؟ ! چرا اگر مهر جديدى هم بپدر دختر بپردازم و او بميل و رضاى خود دخترش را تسليم من كند اين كار نارواست  ؟

پيغمبر از نگاههاى متحيرانه او به انديشه مشوش او پى برد و فرمود : [( مطمئن باش با اين ترتيب  كه من گفتم نه تو گنهكار ميشوى و نه رفيقت  طارق )] .

3- معاوضه دختران با خواهران

نكاح [( شغار )] يكى ديگر از مظاهر اختياردارى مطلق پدران نسبت  به دختران بود .

نكاح شغار يعنى معاوضه كردن دختران . دو نفر كه دو دختر رسيده در خانه داشتند با يكديگر معاوضه ميكردند به اين ترتيب  كه هر يك  از دو دختر مهر آن ديگر بشمار ميرفت  و به پدر او تعلق ميگرفت  . اسلام اين رسم را نيز منسوخ كرد .

4- پيغمبر اكرم دخترش زهرا را در انتخاب  شوهر آزاد مى گذارد پيغمبر اكرم خود چند دختر شوهر داد . هرگز اراده و اختيار آنها را از آنها سلب  نكرد . هنگامى كه على بن ابى طالب  ( ع ) براى خواستگارى زهراء مرضيه ( ع ) نزد پيغمبر اكرم رفت  , پيغمبر اكرم فرمود تا كنون چند نفر ديگر نيز به خواستگارى زهرا آمده اند و من شخصا با زهرا در ميان گذاشته ام . اما او بعلامت  نارضائى چهره خود را برگردانده است  . اكنون خواستگارى تو را به اطلاع او ميرسانم .

پيغمبر رفت  نزد زهرا و مطلب  را با دختر عزيزش در ميان گذاشت  . ولى زهرا بر خلاف  نوبتهاى ديگر چهره خود را برنگرداند , با سكوت  خود رضايت خود را فهماند . پيغمبر اكرم تكبير گويان از نزد زهرا بيرون آمد

صفحه : 90 متن كتاب نظام حقوق زن دراسلام شهید مطهری

 

 

 

 

مسئله اى كه از نظر ولايت  پدران بر دختران مطرح است  اينست  كه آيا در عقد دوشيزگان كه براى اولين بار شوهر ميكنند اجازه پدر نيز شرط است  يا نه ؟

از نظر اسلام چند چيز مسلم است  :

1- پسر و دختر هر دو از نظر اقتصادى استقلال دارند . هر يك  از دختر و پسر اگر بالغ و عاقل باشند و بعلاوه رشيد باشند يعنى از نظر اجتماعى آن اندازه رشد فكرى داشته باشند كه بتوانند شخصا مال خود را حفظ و نگهدارى كنند ثروت  آنها را بايد در اختيار خودشان قرار داد . پدر يا مادر يا شوهر يا برادر و يا كس ديگر حق نظارت  و دخالت  ندارد .

2- مطلب  مسلم ديگر مربوط به امر ازدواج است  . پسران اگر بسن بلوغ برسند و واجد عقل و رشد باشند خود اختياردار خود هستند و كسى حق دخالت  ندارد . اما دختران : دختر اگر يكبار شوهر كرده است  و اكنون بيوه است  , قطعا از لحاظ اينكه كسى حق دخالت  در كار او ندارد مانند پسر است  . و اگر دوشيزه است  و اولين بار است  كه ميخواهد با مردى پيمان زناشوئى ببندد چطور ؟

در اينكه پدر اختياردار مطلق او نيست  و نميتواند بدون ميل و رضاى او , او را به هر كس كه دلش مى خواهد شوهر

بدهد حرفى نيست  . چنانكه ديديم پيغمبر اكرم صريحا در جواب  دخترى كه پدرش بدون اطلاع و نظر او , او را شوهر داده بود فرمود اگر مايل نيستى ميتوانى با ديگرى ازدواج كنى . اختلافى كه ميان فقها هست  در اين جهت است  كه آيا دوشيزگان حق ندارند بدون آنكه موافقت  پدران را جلب  كنند ازدواج كنند و يا موافقت  پدران بهيچوجه شرط صحت  ازدواج آنها نيست  ؟ البته يك  مطلب  ديگر نيز مسلم و قطعى است  كه اگر پدران بدون جهت  از موافقت  با ازدواج دختران خود امتناع كنند حق آنها ساقط ميشود و دختران در اينصورت  به اتفاق همه فقهاى اسلام در انتخاب  شوهر آزادى مطلق دارند .

راجع باينكه آيا موافقت  پدر شرط است  يا نه ؟ چنانكه گفتيم ميان فقهاء اختلاف  است  و شايد اكثريت  فقها خصوصا فقهاى متأخر موافقت  پدر را شرط نميدانند ولى عده اى هم آنرا شرط ميدانند . قانون مدنى ما از دسته دوم كه فتواى آنها مطابق احتياط است  پيروى كرده است  .

چون مطلب  يك  مسئله مسلم اسلامى نيست  از نظر اسلامى درباره آن بحث نميكنيم ولى از نظر اجتماعى لازم ميدانم در اين باره بحث  كنم . بعلاوه ن شخصى خودم اينست  كه قانون مدنى از اينجهت  راه صوابى رفته است 

مرد بنده شهوت  است  و زن اسير محبت

فلسفه اينكه دوشيزگان لازم است  يا لااقل خوب  است  بدون موافقت  پدران با مردى ازدواج نكنند ناشى از اين نيست  كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعى كمتر از مرد بحساب  آمده است  . اگر به اين جهت  بود چه فرقى است  ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه شانزده ساله نيازى به موافقت پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد . بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در اداره كار خودش قاصر است  چرا اسلام بدختر بالغ رشيد استقلال اقتصادى داده است  و معاملات  چند صد ميليونى او را صحيح و مستغن از موافقت  پدر يا برادر يا شوهر ميداند ؟ اين مطالب  فلسفه ديگرى دارد كه گذشته از جنبه ادله فقهى , از اين فلسفه نميتوان چشم پوشيد و به نويسندگان قانون مدنى بايد آفرين گفت  :

اين مطلب  به قصور و عدم رشد عقلى و فكرى زن مربوط نيست  . به گوشه اى از روانشناسى زن و مرد مربوط است  . مربوط است  بحس شكارچى گرى مرد از يك  طرف  و به خوش باورى زن نسبت  به وفا و صداقت  مرد از طرف  ديگر . مرد بنده شهوت  است  و زن اسير محبت  . آنچه مرد را ميلغزاند و از پا در مى آورد شهوت  است  , و زن باعتراف  روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت  از مرد بيشتر است  . اما آن چيزى كه زن را از پا در مى آورد و اسير مى كند اينست  كه نغمه محبت  و صفا و وفا و عشق از دهان مردى بشنود . خوش باورى زن در همينجاست  .

زن مادامى كه دوشيزه است  و هنوز صابون مردان به جامه اش نخورده است  , زمزمه هاى محبت  مردان را بسهولت  باور ميكند .

نميدانم نظريات  پروفسور ريك  , روانشناس امريكائى را تحت  عنوان : [( دنيا براى مرد و زن يك  جور نيست  )] در شماره 90 مجله زن روز خوانديد يا نخوانديد ؟ او ميگويد : بهترين جمله اى كه يكمرد ميتواند بزنى بگويد , اصطلاح [( عزيزم , تو را دوست  دارم )] است  . هم او ميگويد : [( خوشبختى براى يك  زن يعنى بدست  آوردن قلب  يكمرد و نگهدارى او براى تمام عمر )]

رسول اكرم , آن روانشناس خدائى , اين حقيقت  را

چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است  . مى فرمايد : [( سخن مرد به زن )] تو را دوست  دارم , هرگز از دل زن بيرون نمى رود )]

مردان شكارچى از اين احساس زن همواره استفاده ميكنند . دام [( عزيزم , از عشق تو ميميرم )] براى شكار دخترانى كه درباره مردان تجربه اى ندارند بهترين دامها است  .

در اين روزها داستان زنى بنام افسر كه ميخواست  خودكشى كند و مردى بنام جواد كه او را اغفال كرده بود سر زبانها بود و كارشان بدادسرا كشيد . آن مرد براى اغفال افسر از فورمول فوق استفاده ميكند و افسر طبق نقل مجله زن روز چنين مى گويد :

[( اگر چه با او حرف  نميزدم اما دلم مى خواست  هر روز و هر ساعت  او را ببينم )] .

[( عاشقش نشده بودم . اما بعشقى كه ابراز ميداشت  نياز روحى داشتم . همه زنها همينطورند قبل از آنكه عشق را دوست  داشته باشند عاشق را دوست دارند و هميشه براى دختران و زنان پس از پيدا شدن عاشق عشق بوجود مى آيد . من نيز از اين قاعده مستثنى نبودم )] .

تازه اين يك  زن بيوه و تجربه ديده است  . واى بحال دختران نا آزموده . اينجاست  كه لازم است  دختر مرد ناآزموده , با پدرش كه از احساسات مردان بهتر آگاه است  و پدران جز در شرايط استثنائى براى دختران خير و سعادت  ميخواهند مشورت  كند و لزوما موافقت  او را جلب  كند . در اينجا قانون بهيچوجه زن را تحقير نكرده است  , بلكه دست  حمايت  خود را روى شانه او گذاشته است  . اگر پسران ادعا كنند كه چرا قانون ما را ملزوم به جلب  موافقت  پدران يا مادران نكرده است  , آنقدر دور از منطق نيست  كه كسى بنام دختران بلزوم جلب  موافقت  پدران اعتراض كند .

لذا شرط اذن پدر برای ازدواج دختر،تحقیر اونسیت بلکه بهاء دادن به اوست چون خود اذن پدر هم باید درچهارچوبه مصلحت دختر باشد نه دل بخواهی پدرچنانکه استاد می فرماید:

شرطيت  اجازه پدر در حدودى است  كه از عاطفه پدرى و درك احساسات  مرد نسبت  به زنان سرچشمه ميگيرد و اگر شكل مانع تراشى بخود بگيرد اعتبار ندارد

مشکل اذن پدر در جامعه امروز:

آنچه در اينمورد قابل اعتراض است  عمل مردم ايرانى است  نه قانون مدنى و نه قانون اسلام . در ميان مردم ما غالب  پدران هنوز مانند دوران جاهليت  , خود را اختياردار مطلق ميدانند و اظهار نظر دختر را در امر انتخاب  همسر و شريك  زندگى و پدر فرزندان آينده اش , بى حيائى و خارج از نزاكت  ميدانند و به رشد فكرى دختر كه لزوم آن از مسلمات  اسلام است توجهى نميكنند . چه بسيار است  عقدهائى كه قبل از رشد دختران صورت ميگيرد و شرعا باطل و بلا اثر است  .

عاقدها از رشد دختر تحقيق و جستجو نميكنند . بلوغ دختر را كافى مى دانند . در صورتيكه ميدانيم چه داستانها از علماء بزرگ

در زمينه آزمايش رشد عقلى و فكرى دختران در دست  است  . بعضى از علماء رشد دينى دختر را شرط ميدانسته اند . تنها به عقد بستن دخترى تن ميدادند كه در اصول دين بتواند استدلال كند و متأسفانه غالب  اولياء اطفال و عاقدها اين مراعاتها را نميكنند .

اما مثل اينكه بنا نيست  عمل اين مردم انتقاد شود , بايد همه كاسه ها و كوزه ها ر ا سر قانون مدنى شكست  و افكار مردم را متوجه معايب  قانون مدنى كه زائيده قوانين اسلامى است  كرد .

(خودم: این کارها را باید والدین تاقبل از ازدواج بکنند نه اینکه الان که تحت فشارشدید غریزه جنسی اند به آنها گیر داد که خدا را با استدلال ثابت کن)

صفحه : 99 متن كتاب نظام حقوق زن دراسلام شهید مطهری