۱- اگر کسی بحثش گرفته بودبا خانواده اش اگر وقتی کاری خلاف مبانی است مثلا به حجابش توجهی نمی کند جای گوشزد کردن و  متوجه کردن هست...اما اگر چیزی است که شرعا مشکل ندارد وبه سلیقه ی ما نمی خورد باید بهش گفت که خلاف سلیقه من است وناراحت نمی شوم ولی بدان که در ارتباط با مبانی توقع نداشته باش خلافش را عمل کنی ومن چیزی نگویم چون آنها شوخی بردار نیست وتمام اصرار ما براین است که مبانی حفظ شود .....پس در اختلافاتی که خلاف سلیقه ماست، سلیقه خودمون را به او تحمیل نکنیم اگر چه کمال او در این است که رضایت شوهر را تامین کند منتها حواس ماجمع باشد که در مبانی شل نیاییم  درغیر مبانی سختنگیریم.

2-   راستی تا به حال به این فکر کرده ای که:

به جای پول بیمه خود را انفاق کنیم .مگر نمی گوییم صدقه هفتاد بلا را دفع میکنید وآناها ندارند وما داریموبا خدا معامله  می کنیم اینجا پیاده میشویم و خدا حافظ است و سعی کنیم از این طریق فرهنگ خودمان و اسلام را ترویج دهیم و هر کسی نگران حادثه است اما با خیر خواهی خوش اخلاقی رعایت موازین ظلم نکردن خیر خواهی بااین کار ها خودمان را بیمه کنیم .

3-   راه بزرگ شدن:

زیارتی راجع به حضرت ولی عصر است که در مفاتیح الجنان است ابتدای آن با این جمله شروع می شود : السلام علی الحق الجدید  که خیلی نکات در آن است که با حق جدید شروع می شود چون آنقدر از حق فاصله گرفته ایم که وقتی حضرت می آید حس می کنیم حقی نو است تا این که به اینجا می رسد : اسئلک یا مولایی ان تسال الله تبارک و تعالی فی صلاح شانی و قضاء حوائجی و غفران ذنوبی و لاخذ بیدی فی دینی و دنیایی و آخرتی  - صلاح شان من برطرف شدن حاجات و بخشیده شدن گناهان و اینکه دست مرا در دین و دنیا و آخرت بگیری – لی والاخوانی و اخواتی المومنین و المومنات کافه - که اینها را از تمام کافه مومنین و مومنات میگویم که ان شا الله حضرت ولی عصر همه ما را مورد عنایت قرار دهد . این که در بهشت می گوییم خدایا من اینها را فقط برای خودم نکردم . ملک الموت در مورد چنین افرادی به حضور می رسد نه این که آنها را بطلبد و خدای متعال او را دعوت می کند مثل میرزای بزرگ صادر کننده فتوای تحریم تنباکو که فرمود تا شفاعت تمام مقلدینم را ندهید نمی آیم و حتی حضرت فاطمه (س) که پیغمبر گفت او اولین کسی است که وارد بهشت می شود و تا همه را شفاعت نکند وارد نمی شود و ایشان دست به کار شفاعت می شوند تا جایی که مردم همه در قیاما ارزو میکنند که کاش فاطمی بودند . پیغمبر در همین رابطه مسر بود تا این آیه آمد فلسوف یعطیک ربک فترضی آنقدر به تو ببخشیم تا راضی شوی. وقتی حضرت صدیقه کبری از پیغمبر سوال می کند که تورا در قیامت کجا پیدا کنم پیغمبر می فرماید سر پل صراط وقتی همه می گویند نفسی نفسی من میگویم امتی امتی و این چیزی جز رحمه للعالمین بودن ایشان را نمی رساند . که تمام رحمت او فراگیر است . وتمام هستی را در خود جای داده وتا همه را نبرد خودر به بهشت نمی رود . وقتی امام حسن مجتبی در مورد این که چرا حضرت فاطمه (س) تا صبح همه را دعا می کرد غیر از خودشان پرسید ایشان فرمودند : الجار ثم الدار که ایشان شفیعه محشر است و در کل هرچه پاک باشیم در ظرف ووجودمان بیشتر میریزند .

این است رمز و راز بزرگ شدن، از خود بیرون آمدن و به دیگران اندیشیدن.

4-   دنیا ورزشگاهی است که روح با مشکلات و ناگواری ها در آن  ورزیده می شه و روی همین جهت هم امیر المومنین (ع)دنیا را اینطور تعریف کرده اند که «خانه ای که پیچیده شده به بلا» .حدیثی است از وجود مقدس حضرت موسی ابن جعفر (ع) که خیال همه را راحت کردند فرمودند که «هرگز مومن نخواهیم بود مگراینکه بلا را نعمت بشماریم و راحتی را مصیبت.»

 یکی از بزرگان یه وقتی رفته بودندخدمتشون و صحبت شده بود راجع به بعضی مشکلات دنیا ایشون فرموده بود، ما ها که نماز و روزه هامون معلومه عباداتمون چه وضعی داره که امیدی به عباداتمون نیست ،تعبیری که حضرت امام فرموده بود از عباداتمون باید استغفار کنیم ،یعنی نمی گذاریم که  عباداتمون کاری برای ما صورت بده از نظر رشد معنوی و متعالی روحی از بس دست و پا شکسته و بی خاصیت و بی بخار انجام میشه ، با این وضع، مگر همین تحمل سختی های زندگی، ما را به جایی برساند.

5-   همه چیز به دست خودمان است

تصمیمات ما بسیار در تدبیر الهی نقش دارد .درست همانطور که نگاه کنیم فردا تقدیرات بصورتی خواهد بود که اگه من خلاف مرتکب می شدم فردا طور دیگری تقدیر می شه .خوب که انسان این را بداند ،در یک جمله عرض کند در فرج حضرت اعمال ما دخالت دارد که اگر بد باشد دور و اگر خوب باشد فرج نزدیک می شود

6-    خوب آنچه که تو می خواهی است یا آنچه که خدا می خواهد.

بزرگواری که جوانشو از دست داده بودتوی حادثه که جوانش مرد گاهی آدم میبینه که تموم آرزو های دنیویش به هم ریخت ،کلافه و خونش به جوش آمده و آدمی مومن است و نمی خواهد چرت و پرت بگوید رفتم در مراسم آن مرحوم و پدر او گفت که فلانی چه کنم و جوابی که به ذهنم رسید تا بتونم آرومش کنم گفتم ببین اونی که تو می خواستی نشد و اونی شد که اون می خواست بده !خواسته های ما خیلی بچه گانه و کوچیک ،اصلاًما میدونیم چی خوبه و چی بده ،چیا به نفع ماست و چیا به ضرر ماست در اصل اطلاعات ما خیلی محدوده .یه بچه می فهمه آتیش چیه و خطر شو می شناسه .گاهی دوست داره دست بزنه به سیم لخت برق و زمانی که سرما خورده پفک می خواد لواشک می خواد که بده آمپول که براش خیلی خوبه از زدنش ناراحت می شه و میگه تو بدی، ما چی میخواییم یه بحثه و اون چی می خواد بحث دیگری است و خواستۀ او مبتنی بر علم بی نهایت اوست . خداوند همه چیز رو خیلی خوب می دونه . امّا ما چی؟ چقدر امروز تصمیمی می گیریم و فردا پشیمان می شویم.

7- تو با چند تیر از پا می افتی؟

النظره سهم من سهام  ابلیس تیره دیگه وقتی زد به قول آیت الله جوادی میفرمود که با تیرم اگر پانسمان نشه آدم از پا در میاد به قولی من یه تیر خوردم اون . یه تیر نه عوارض داره دیگه اگر پانسمانش نکیم در جا همون عفونتش کاره آدمو میسازه. ما هیچ راهی جز پیشگیری  نداریم پیشگیریه قضیه هم به همین است که فضای اختلاط از بین بره خواهرا خودشون آقایون هم خودشون هیچی هم پیش نمیاد هیچ معضلی هم نیست

8- اندکی تأمل البته با انصاف

به اسم ضرورت و اینکه ما باید پزشک و پرستار زن داشته باشیم، پسر و دختر را در دانشگاه ها با هم مخلوط کردیم علی رغم اینها حالا اگر خانومی بخواهد بره خدای نکرده یه جراحی به هر دلیلی لازم شد میگه آقا متخصص زن نداریم بابا این آدم پا شده تا به حال رفته ما الان متخصص زن تو فلان زمینه نداریم اگر هم داشته باشیم نمیشه بهش اعتماد کرد خود خانوما اگر مشکل جراحی پیدا کنن میگن اصلا نمیریم پیش متخصص زن، متخصص زن دست و پاش میلرزه مثل مرد حرفه ای نیست تو همون کار تخصصیش خوب پس این همه شعرایی که برای ما خوندید اینا برای چی بود؟ کلی دختر و پسر و داریم با هم قاطی میکنیم که روزی خانوم من اگه مریض شه نره زیر دست یه مرد برای اینکه یه روز یه مریضی چطور نشه اونوقت حالا دیگه ما تمام طول سال دخترو پسر قروقاطی باهم که اون اضطرار پیش نیاد؟خوب پیش بیاد. آقا اومد و یه خانمی یه روزی افتاد تو آب داشت غرق میشد اگه یه زن حرفه ای بود و نجات غریق اونوقت اقا اووو حالا تو بگرد تا یه روز اونجوری پیش بیاد اگر پیش اومد اصلا بره مرد باشه بره یه مورد پیش میادشما هم مثلا هزاران مورد میلیونها مورد داریم با هم مخلوط میکنیم نه مریضن نه معظلی دارن حالا اونی که مریض داره میمیره به یه مرد اون اصلا تو اون حال و شرایط معلوم نیست خیلی هم کار به جای باریک کشیده بشه خوب لااقل دست به دامن خدا میشیم خدایا این یه مورد و یه جوری یه مورد است از باب اضطرار گفت از باب اضطرار مشکل نداره ما میخوایم جلوی مشکل خودمون رو تو اون مورد اضطراری حل کنیم که علی ای حال اینجور موارد پیش میاد اینا قابل پیش گیری نیست اونوقت داریم حالا میگیم اگه واقعا میخواست اینطور. مگه اونوقت تازه مگه در گذشته مگه این همه زن کی پیش مرد میرفتاصلا ما تمام آباو اجدادمون کدوماشون تا به حال مادراشون یا همسراشون رفته بودن پیش مرد وضع حمل کنن این حرفا نبود یعنی نیاز رو تامین میکردن خود خانومها همه جور ماماها با یه فوت و فن هایی کارایی میکردن که الان بسیاری از اطباء بلد نیستن بکنن.

9- قابل توجه مادرانی که روزی می خواهند برای پسرشان زن بگیرند

مادرشوهری که فردا با عروسش نمیسازه بهتره از همون اول چک بکنه که طرف مقابلش کی باشه؟ شما که میبینی فردا با هرکسی نمیتونی کنار بیای پاشو برو ببین با کی میتونی کنار بیای خوب اونجا که پسرت داره برای خودش زن انتخاب می کنه توام عروس خوبی برای خودت انتخاب کن، اگر عروس خوبی برای شما بتونه باشه برای پسرت هم زن خیلی خوبی خواهد بود آخه اینجوریه بالاخره روحیات اگر جاذبه معنوی و روحی طرف داشته باشه برای همه داره چون اون اخلاقیات چیزی نیست که فایدش فقط به مرد برسه فایدش به مادرشوهرم میرسه به خواهرشوهرم میرسه به دیگران هم میرسه یه وقت بحث اون هوس های شهوانیست میگیم مثلا اون جا فقط پسره بهره برداری میکنه

 

10- چرا آمار خودکشی بالا رفته است؟

چون خودش را نشناخته نمی داند کیه خدا اون را گل سر سبد آفرینش قرار داده که می تواند سوار بر خلقت بشود فعلا اسیر دنیای نا چیز شده  بشری که نتواند سوار شود ودنیا و آخرت را زیر بال و پرش بگیرد حالا می شود اسیر دنیا دنیایی که می خواهد از دست بدهد

11- خدمت سعادت است نه ذلت

شاید بعضی ها بگویند که خانم ها خودشان را خرج آقایون می کنند  اگر این جوری بخواهیم بگوییم آیون هم می روند بیرون خودشا ن را خر ج خانم ها می کنند این بازی با الفاظ است ما می گوییم ابی عبدالله با آن عظمتش خود را خرج هدایت جامعه کرد ما آمدیم این جا برای اینکه سرمایه هایی که داریم خرج جامعه کنیم خرج مردم کنیم چه خرج خانم ها چه خرج آقایون آقایون خودشون را خرج جامعه کنند خرج خانم ها کنند خرج بچه  ها و نسل بعدی کنند خرج رشد جامعه کنند آقایون یک طوری و خانم ها یک طور د یگه هیچ کسی برده دیگری نیست خدمت و نو کری توی این زمینه یک شرفی ایست که خداوند به افراد عطا کرده هر مقدار که انسان بیشتر بتواند به جامعه خدمت کنه و نوکری جامعه را بکند درجه بالا تری نسبت به ذات اقدس پروردگار دارند

12- ظلم به زن

متاسفانه همیشه در طی تاریخ اینجوری شده بجز اون حرکتی که ذات اقدس پروردگار از مسیر انبیا و اولیائ  خودش به اجرا در آورده است دیگران در مورد زن به طور کلی دچار بیراهه شده اند یعنی خیلی من درآوردی هر کسی هر جوری دلش خواسته راجع به زن اظهار نظر کرده و بستگی داشته که شرایط چه جور شرایطی باشد به اینکه مشکلات آنها به تعبیر زن خرج مشکلات هر دوره ای شده و در حرف هایی که در این زمینه ها زده شده است و حرف هایی که در این زمینه ها زده شده منفعت طلبانه و فجورانه

نیامدند از آن کسی که انسان را خلق کرده یاد بگیرند یعنی از خود خدا خدا انسان را خلق کرده ولی روش بکار گیری استعداد های او را هم  توسط انبیا تبیین کرده اصلا انبیا برای این میآیند

قران یک تعبیری دارد می گوید انسان ضعیف خلق شده ولی اگر این راهی که ما نشانش دهیم برود می تواند خدایی کند .به این معنی که یعنی که خدا گونه شود جانشین او شود و بتواند هر کاری را که انجام می دهد به اذن و عنایت او انجام دهد یعنی ما از هیچ کاره می خواهیم همه کاره بسازیم

انسان می تواند خودش را به این حقیقت نزدیک کند آشنا بشود وبا این حقیقت انس بگیرد و باهاش حرف بزندهمنشینی کند ودر اثر این همنشینی  ارام آرام مثل او شود که در ان شعر معروف که گل در اثر همنشینی با گل بوی عطر گل را به خود گرفت  کمال همنشین در من اثر کرد و گر نه من همان خارم که هستم

بچه ای که می خواهد آرزوهای دنیویش را در شکم مادر جا بدهد تو شکم مادر جا بدهد پنجاه سال عمر کنی در شکم مادر نه ماه باشی بقیهاش دیگر خفه می شوی تازه اولش هم هیچ چیز نه روحی دارد نه نفسی می کشد نه حرکتی یک مدت کوتاهی می شود در شکم مادر بمانید برای اینکه رشد کنید رشد جسمانی بعد می خواهی ادامه دهی بزن بیرون برای ادامه حیات راجح به دنیا و آخرت همین است که یک روز ما از دنیا باید بزنیم بیرون چون می خواهیم باشیم نمی خواهیم خفه شویم در این دنیا که بچه در شکم مادر بیش از نه ماه وده روز نمی تواند بماند بعدش خفه می شود ما هم در این دنیا مدتی میمانیم بعد قراضه می شویم

دنیاست  خواسته های ما را نمی توتند تامین کند اسم دنیا رویش است  الدنیا ادنی من کل شی از ماده دناعت است یعنی دیگهقراضه تر از این دنیا پیدا نمیشود در این دنیا به دنیا اومدیم خیلی حرف توش است که برای برای چه آمدیم در این دنیا

مثل شکم مادر که آماده کرد برای دنیا برویم به سوی جهان دیگری که آخرت است وهمانطوری که در شکم مادر کلی مر اقبت ها را باید طی کند که این بچه راحت و سالم بیاید در این دنیاکه گرفتار عیب های مادر زاد نباشه نقص مادر زاد نداشته باشه ما تو دنیا هم باید باید خیلی مراقبت کنیم این دستوراتی را هم که دادند باید عمل کنیم اگر نکنیم مانند مادری که رعایت دستورات بهداشتی را نمیکند و بچه اش ناقص در می آید

شاید بزگترین تحقیر برای زن باشد خیلی ها برای اینکه زن به جایگاه خودش برسد بی راهه می روند بی راهشون  این است که زن را می آیند مرد می کنند تا بشود کسی یعنی زن چون زن است کسی نیست  زن حتما باید مرد بشه تا بشود یک کسی ما بیاییم زن را از زنییت خلع کنیم  یک بالهایی رو دوشش بگذاریم که نه با تر کیب جسمی او سازگار است نه با تر کیب روحی او یعنی زن را زنیت ش را بگیریم  تبدیل بشود به یک مرد  وبعد مگه خوب حالا کسی شد این یعنی بد ترین فهش به زن . زن همین طوری آدم است مرد هم همین طوری آدم است ما بیاییم مردها را تبدیل کنیم به زن بزگترین خطا را کردیم  زنها را تبدیل کنیم به مرد بزرگترین خطا را کردیم اونی که خلق کرده چه در غالب یک مرد و چه در غالب یک زن می دانسته چی خلق کرده

نه زن از زن بودن  احساس حقارت کند نه مرد از مرد بودن احساس حقارت کند

تو خیلی از جاهای دنیا بسیاری از دخترها یا زنها تو یک مراحلی از زن بودن خودشان احساس  حقارت می کنند ویکی دست به خود کشی زده که چرا زنه  یعنی چی یعنی خدا به من ظلم کرده  که زن آفریده  این بدترین ظلم است آدم نفهمه که کیه و فکر کنه که کمه شما خیلی هستی ولی باید خودت را کم حساب نکنی

اصلا نمی فهمد کی است این همه استعداد را نه در یا دریا استعداد را بلکه آسمان آسمان استعداد را  بی نهایت استعداد را در وجو خودش نادیده می گیرد بعد می گوید من به بن بست رسیدم بعد می زند خودش را می کشد دیگه  این همه استعدادرا ضایع می کند می ریزد  توی لجن تمام می شد می رود.

13- بزرگترین سرمایه زن

امام باقر فرمود که از یک حرکتی از امام علی (ع) نشان می دهد که هیچ یرمایه ای برای زن با ارزش تر از رضایت شوهر نیست  گفتند چه حرکتی  گفت حضرت صدیقه کبری دختر پیامبر وقتی رحلت فرمود  علی (ع) سر قبرشان آمد وفرمود خدایا تر شاهد باش که من از  همسرم راضی هستم  این یعنی چه  ؟ یعنی حتی یکی مثل صدیقه کبری  با اون عظمت معنوی بالاترین سرمایه برایش رضایت شوهر است

14- شما که عاقل اید بگویید کدام بهتر است؟

قران راه حل داره برای اینکه ما مسیری را برویم که هیچ وقت نسوزیم هیچ وقت احساس ندامت و پشیمانی نکنیم مسیر چی است مسیر این است که شما چرا با بنده های من معامله می کنید بیایید با خود من معامله کنید شما که می خواهید یک کاری بکنید شما که می خواهید به همسرت خدمت کنی چه آقایان چه خانم ها بجای اینکه با او وارد معامله شود بیتید با خدا وارد معامله شود

  امام صادق (س) فرمود که هیچ خانمی نیست  که شربت و آبی به شوهرش بده مگر اینکه برای او بهتر است از عبادت یکسال روزها روزه باشد و شب ها  تا صبح به عبادت بایستدوبه خاطر همین شربت و آبی که به شوهرش می ده یعنی ساده ترین کار زن در محیط خانه  به عنوان خدمت به همسرش این است که  اگه یک وقت گفت من تشنه ام است برو یک لیوان آب بیاور وشما رفتید اقدامی کردید اینساده ترین کار است خدا می گوید من ساده ترین کار شما را این  قدر می خرم چرا با شوهرت معامله می کنی ما که بیشتر می خریم شما جنستان را به کسی بفروش که گرونتر می خره شما مگر دنبال منافع نیستید ما که منافع بیشتری به شما می دهیم پول بیشتری به شما می دهیم بیا با من معامله کن  اگر خانمی شربت یا آبی داد حالا او بخواهد قدر بداند یا نداند یا نمک نشناسی به خرج بدهد می خواهد شاکر باشد و قدر شما را بداند تو هر شرایطی  من خدا کار شما را بهتر می خرم    اگه او برای کار شما ارزشی قایل نست من خدا این مقدار ارزش قائلم برای یک لیوان آب  بالاتر  از عبادت یکسال  که روزه بگیرید و شبها به عبادت  بایستید وخداوند به خاطر همین یک لیوان آبی که به شوهرش می ده شهری در بهشت برایش فراهم می کند واز شصت کناه او خداوند می گذرد خدا می گوید که دیگه گرونتر از این کسی کار شما را نمی خرد اگر دیگران هم نمی فهمند که  شما چه کار کردید من که می فهمم  آدرسش هم در وسائل شیخ العاملی صفحه 123 کار برای خدا این قدر ارزشمند است شما بیایید با او معامله کنید که فردا هم نسوزی شما جوانیتان را خرج کردید که محیط خانه شود با محبت صفا صمیمیت رافت و رحمت ولی بعداز بیست سال شوهر  حق شما رو گذاشته کف دست تون یعنی زیر اب زندگی را کشید همه زخمات شما را نادیده گرفت شروع کرد فحش دادن دری وری گفتن نمک ناشناسی  نمک خوردن و نمک دون شکستن و آنوقت ممکن است که بگویید که بشکن این دست که نمک نداره ما رو بگو برای کی کار کردیم این همه تلاش با چه دل خوشی وچه امیدی گفتیم امروز این کارها را بکنیم فردا این طور می شه آن طور می شه گوش به حرف عدهایی دادیم  بیا حالا همه زحمات ما شده باد هوا این ک مورده که ممکن شوهر به دلیل نمک نشناسی قدر ناشناسی وبی معرفتی همه زحمات شما را به باد بده گاهی این جوری نیست شوهر آدم با معرفتی هم است شما ده سال بیست سال کمتر بیشتر خدماتی صادقانهدر خانه انجام می دهید ولی حادثهای پیش آمد شوهر از دنیا رفت قصد داشت جبران کنه ولی از دنیا رفت عجل بهت مهلت نداد

خدا میگه که اگر شما مخواهی این کار را بکنی به امید اینکه ا یک روز به داد شما برسد سرت کلا رفته هیچ تضمینی وجود نداره که یک روز طرف مقابل شما جبران بکنه شاید اصلا عمر او به اندازهای نباشه که بتواند جبران کند شاید اصلا قدر شناس نباشد آدم بی معرفتی از کاردر بیاید به علاوه گاهی شما خدمتی را به کسی می کنید وعمق اون خدمت را اون نمی فهمد من مثال می زنم همین یک لیوان آبی که مثال زدیم شما  می دهید دست شوهر گاهی به قیمت بسیار گرانی برای آدم در می آید تصور کنید یک وقت شما بیدارید و شنگول و سر حال هیچ مشکلی هم ندارید  تویآشپزخانه یا سر یخچال دارین آب می خورید شوهر می گوید که دست شما درد نکنه دست شما رو می بوسم شما یک الوان آب هم برای من بیاور آن جا ممکن است یک لیوان آب آوردن خیلی ساده و بدون زحمت تمام شود  یک وقت می بینی در حالی که خوابیدید یک نفر بهتون بگه که یک ایوان آب می خواهند من کسانی را می شناسم که حاضرند یک میلیون پول دند ولی از خواب ناز بیدار نشوند واین آرامش را به سادگی ها بهم بزند گاهی اوقات طرف نمی فهمد می گوید یک لیوان آب است دیگه ولی یک لیوان را در چه شرایطی ودر چه حالتی می اورید را نمی فهمدممکن است به نظر او خیلی ساده تمام شود

بعضی موقع یک لیوان آب  دادن یا یک بشقاب دادن به همسایه ارزون تمام می شود گاهی هم گران تمام می شود کی می داند ارزان تمام می شود یا گران تمام می شود  جز ذات اقدس پروردگار  کسی نمی داند  قران می فرماید که بیایید با خدا معامله کنید برای اینکه ان الله شاکرا علیم چون خداوند از اعماق دل شما با خبر است اون کسی است که هم رازها را می فهمد هم  مخفی تر از رازها را او می داند شما که این کار را انجام دادید این خدمت را انجام دادید این خدمت برای شما چه قدر تمام شد همین یک لیوان آب همان یک ظرف را امانت دادن به همسایه  همین که نصف شب شما بلند بشوید دست بچه را بگیرید ببریدش دستشویی ممکن است برای شوهر خیلی ارزشمند نباشه چون حواسش نیست ببینه شما چه کار کردید ولی خدا می دونه که شما دارین از خواب آرام خودتون می گذرید و همچین خدمتی می کنید فردا به جای دستت درد نکنه که شما محبت کردی  لطف کردید مادری کردید نسبت به بچه همچین محبتی را ابراز کردی  بگه مگه چی کار کردی حالا همه دیگه این کارهارامی کنند  خدا می گوید من که می دونم برای شما چه قدر تلخ تمام شده مخصوصا آن جایی که کسی بهت نمی گه دستت درد نکنه حالا که این جوره پس بیا یک کار بکن یک جوری حل کن که هیچ وقت پشیمان نباشی می گه چرا عاقل کند کاری که باز آر پشیمانی بیا با خودم معامله کن کار شما را من می خرم من قرار شده طبق این معیاری که امام صادق داده برای یک لیوان آب خدا قرار شده بیش از  عبادت یکسال برای شما اجر قرار دهد  برای همین یک لیوان آب یک شهر در بهشت بنا کند واز شصت گناه شما بگذرد می صرفه، ان الله شاکرا علیم علیم یعنی کسی که ته وتوی کارها را می داند ودقیقا میداند چه قدر زحمت کشیدید وخیلی بهتر از کارتون اجر بهتون می دهد

بعضی از آقایان اصلا متوجه نمی شوند که وقتی از سر کار می آیند خانم جه کارهایی انجام داده به بچه رسیده یا نرسیده اتاق جارو شده یا نشده و...و قدر شناسی کنه خداوند می گوید من شاهد وناظرم بر کارهای شما ومی دانم شما این کار را انجام دادی با چه انگیزه ونیتی انجام دادی  حالا طرف مقابل نفهمید دیگه بهتر اونوقت من کار شما را بهتر وگرانتر می خرم اجر بیشتری برای شما قائل می شوم  خوب حالا می صرفه که ما با او معامله کنیم یا نه آن وقت اگه این جوری باشه اگر قدر ناشناسی همسرت را دیدی دادت در نمی آید بگویی که خسته شدم پیر شدم  بابا  ما با کی طرف هستیم هر چه من تلاش می کنم نفهمید  طر ف، احساس می کنم تمام زحماتش شده دود هوا فکر نمی کرد شوهرش این قدر نمک نشناس باشه حالا تازه مطلب را فهمیدهخدا میگه تقصیر خودتوست تو با من معامله می کردی که هیچ مقدارش سوخت و سوز نشه

 

15- کلیدی ترین کارها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رواياتي تحت اين عنوان كه روز قيامت بعضيها با يك انبوه متراكمي از حسنات روبرو مي شوند، اعمال خودش آن جور عظيم و حجيم مشاهده مي كند. مثل كوه‌هاي سربه فلك كشيده كه ريشه در اعماق زمين دارد . در حالي كه خودشان هم تعجب مي كنند خدايا ما كه اين حسنات را انجام نداديم . خداوند متعال در جواب مي فرمايد: هاذا علمك لذي... » بله قبوله تو اين كارها را نكردي ولي تو يك سفره اي را پهن كردي به ديگران تفهيم كردي اين معرفت را بهشون دادي كه چه كنند. و اين نسل بعداً نسل منتقل شد. شما يك حرف حساب به كسي زدید اين حرف حساب هر جا بره راه گشاست .

دستي كسي را بگيري و آگاهش كني ، آن فرد متوقف نميشه اينها گاهي ناخداگاه منتقل ميشه به ديگران به دوست، شريك، دادشش، فرزند، فرزنده فرزند و... این حرف حساب مبناي شده كه يك نسلي آگاه بشوند.

خيلي مهمه و اين نشان مي دهد كه هيچ كاري به عظمت كار علمي نيست.

به عظمت كارهاي معرفتي ما هيچي نداريم. معرفت سازي كليدي ترين كار است. آنچيزي كه دشمن مايل نيست ما اصلا بطرفش برويم همین «معرفت سازي» است