تربیت جنسی
موضوع:
تربیت جنسی
دانشجو:
طاهره لنگری
استاد:
دکتر فرهنگیان
دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
بهار 92
- هدف اسلام تربیت انسان کامل است و این محقق نمی شود مگر به تأمین صحیح نیازها، لذا اگر مسئله جنسی درست تأمین نشود. تربیت و جامعه ، از بین نرود.
- انسان مثل تمام موجودات دیگر ، از دو جنس مخالف اند که مکمل هم اند، لذا هر کدام بدون دیگری کامل نیستند.
- تفاوت های زن و مرد تفاوت های ارثی:
1- هر سلول زن با سلول مرد، قبل از تولد و اثر پذیری از محیط، باهم متفاوت است.
2- هورمون های جنسی دختر و پسر متفاوت است لذا موجب اختلاف در جنسیت آنها شد.
3- ترشح تسترون در مرد موجب تغییر فیزیک او با زن است.
4- استروژن ها رد دختر موجب رشد سینه و لگن و رحم می شود.
5- ادراک کلام در مغز دختران، بیشتر از پسران همسال است (نیم کره چپ مغز دختر، زودتر فعال می شود).
- اگر غریزه جنسی انسان، درست تأمین نشود به تمام جنبه زندگی او لطمه می زند، لذا اول باید ویژگی های جنسی زن و مرد را شناخت تا بعد راهکار صحیح ارائه داد.
ویژگی های جنسی زن و مرد:
1- مرد به محرک های بینایی (دیدن) بیشتر از زن، حساس است، لذا لذت چشم چرانی برای مرد، بیشتر از زن است. (هر چند زن هم دارد، لذا قرآن هر دو را منع از چشم چرانی کرده است).
2- حسن گویایی: زنان بیشر از مردان حرف می زنند و دوست دارند که کسی با آن ها حرف بزند (بیشتر نیازمند کلام اند).
3- حس بویایی: هر کدام از زن و مرد به بوی بدن جنس مخالف حساس اند.
4- حس لامسه: زن به محرک لمسی بیشتر، حساس است.
ویژگی های عاطفی زن و مرد
1- پرخاشگری در مرد بیشتر از زن است
2- زن تمایل دارد تحت نظر کسی باشد
3- زن دوست دارد که وجودش مؤثر و مورد نیاز باشد.
4- جنبه اخلاقی در زن بیشتر و در مرد جنبه سیاسی بیشتر است، زنها به بی عدالتی، زودتر عکس العمل نشان می دهند، و تلقین پذیرترند.
5- پذیرش دیگران در زن بیشتر است لذا دختر دبستانی بیشتر وقت خود را با دوستانش سر می کند- درحالیکه پسر بچه ها بیشتر دنبال هم کلامی با بزرگترها هستند لذا تعامل اجتماعی و حس همکاری در دختر بیشتر از پسر است.
- تربیت جنسی یعنی چه: فراهم کردن زمینه هایی که فرد از اوان کودکی تا پیری با جنسیت خود ونقش و اهمیت آن و راه تأمین صحیح آن آشنا شود تا از انحرافات دور بماند.
- آموزش جنسی چیست؟: ارائه اطلاعات کلی و صحیح در مورد وقایع و تغییرات جنسی و روانی بلوغ و آموزش های دیگر... (هم مستقیم و هم از روش غیر مستقیم)
- در آموزش جنسی انتخاب الفاظ و عبارات، اهمیت زیادی دارد چرا که هر کلمه در ذهن فرزند ماندگار می شود و در روابط جنسی او اثر می گذارد. لذا سخترین آموزش مسائل جنسی، آموزش حیای جنسی است. لذا برای آموزش بحث محرم و نامحرم، غلط است بگوئیم، زشت است که تو پیش مردها بروی، زیرا موجب سرد مزاجی و نفرت دختر از جنس مخالف می شود، یا به پسر بگوییم زشت است تو لخت شوی، موجب بدبینی به بدن فرد می شود.
اهداف تربیت جنسی:
هدف نهائی: همان هدف اصلی از تربیت است که قرب الهی است
اهداف واسطه : واسطه رسیدن به هدف نهائی اند که خود دو شکل است:
1- اهداف رفتاری: این ها خود مقدمه رسیدن به اهداف کلی است
2- اهداف کلی: که 5 مرحله است:
1- فراهم کردن بستری مناسب برای رشد سالم جنسی: با بستر سازی مناسب از ابتدای تولد تا پیری، باید کاری کرد که رشد جنسی فرزندف طبیعی و سالم پیش برود
2- شناخت و انتظار درست از هویت جنسی: تربیت موجب می شود که فرد جنسیت خود را بیابد و بطور معقول در بزرگسالی از خود انتظار داشته باشد.
3- ارضای صحیح غریزه جنسی: وقتی شناخت که غریزه جنسی تنهایک تنش و التهاب جنسی نیست که با دوست دختر هم تأمین شود بلکه در آن نیاز به محبت دیدن و محبت کردن، تولید مثل و ... هست، پس می فهمد که تنها را ه صحیح ارضای آن ازدواج است.
4- جلوگیری از انحرافات جنسی و فساد جامعه: پیشگیری بهتر از درمان، باید قبل از اینکه فرد خود و جامعه را به فساد بکشاند، نیاز او تأمین شود.
5- آماده کردن دختر و پسر برای زندگی سالم: جوانی که قصد ازدواج دارد باید بداند که چگونه محبت کند و چگونه توجه صرف را به خود جلب کند و در سختی های زندگی چگونه رفتار کند.
مبانی تربیت جنسی: یعنی همان واقعیت هاو قابلیت هایی که در انسان وجود دارد. که خدای حکیم متناسب با آن هدف اصلی (قرب) این قابلیت ها و توان ها را در ما نهاده است. مثلاً هدف چون تولید مثل طراحی شده، غریزه جنسی در انسان به وجود آمده است.
اصول تربیت جنسی: قواعدی کلی که بکار بستن این ها، انسان را به هدف نهائی (قرب) می رساند، لذا این اصول متناسب با آن هدف (قرب) طراحی شده است. اصول قطعاً از مبانی گرفته می شود، چون مبانی با توجه به هدف در انسان نهاده شده و اصول بناست مارا به آن هدف برساند لذا این اصول قراردادی و اعتباری نیست بلکه از مفاهیم ثانی فلسفی (مثل علیت) است لذا برای همه مفید و مطلوب است هر چند ممکنن است یک اصل از اصل دیگر متولد شود یا یکجا یک اصل هدف برای اصل دیگری شود.
این اصول، منشاء، افعال و رفتار و حتی ملکه نفسانی ما می شوند.
- فروع مارا به اصول می رساند، و بدون این فروع به اصول نمی رسیم.
مبانی مهم تربیت جنسی
1- وجود غریزه جنسی: این یک غریزه طبیعی و ثانوی است (یعنی مثل غریزه خوردن و نوشیدن نیست که اگر تأمین نشود انسان بمیرد ، بلکه موجب بیماری می شود که اگر درست تأمین شود انسان سالم می ماند. هر چند که لذیذترین غریزه است. چرا که :
- لازمه پیوند با جنس مخالف است
- نیازهای فطری دیگر انسان مثل نیاز محبت و انس- زیبادوستی تأمین می شود.
- با عاطفه و پیوند روحی، است لذا غریزه جنسی در انسان مثل حیوان نیست.
حال از این مبنا(وجود غریزه جنسی) اصولی استخراج می شود:
1- اینکه نیاز جنسی، یک نیاز طبیعی است: لذا زشت و پلید نیست، چون سالها بود که اصل این غریزه را زشت می دانستند چرا که کلیسا القاءکرده بود که اگر مسیح تا آخر عمر مجرد زیست چون این غریزه پلید بود.
2- لازم دانستن ارضای این غریزه: چرا که اگر ارضای درست نشود. سر از هزاران بیماری و انحراف در می آورد. پس نه آزادی جنسی و نه رهبانیت، ارضای عاقلانه و مشروع. لذا فرمود، با همسر خود مثل خروس نباش. پس تنها راه صحیح ارضا، ازدواج است و مابقی روش ها انحراف است. حتی فروید نیز این نظر را دارد.
3- پرهیز از افراطی و تفریط در ارضای آن: در ارضای این غریزه باید حالت اعتدال را رعایت کرد، چرا که تفریطش بیماری و انحراف و افراطش، عمر کوتاه و کمبود توان و خفت و خواری است. و اگر در روایات به کثرة الطروقه تاکید شده معنایش زیاد جماع کردن نیست (و اگر در روایتی جماع آمده برداشت خود راوی است و از متن حدیث نیست) بلکه معنایش زیاد زن داشتن و زنان متعددی را سرپرستی کردن است.
دومین مبنا
2- میل به معنویت و فضیلت دوستی: انسان بطور فطری، به سوی خدا و کمالات اخلاقی گرایش دارد. لذا دینداری- تقوا و فضیلت، در نهاد انسان وجود دارد. که در تربیت و مخصوصاً کنترل غریزه جنسی باید از آن ها کمک گرفت.
اصولی که از این منبع مشتق می شوند:
· اصل عفت و خویشتنداری: یعنی در چهارچوبه ای که. خدا برای ارضا معین کرده حرکت کردن چرا که خارج از آن چهارچوب یعنی فساد و سقوط انسان
· اصل ازدواج: بهترین راه ارضاء ازدواج است لذا فرمود از دواج یعنی احراز 4/3 دین به علت این همه قداست ازدواج چند چیز است
الف- عشق بین همسران مانع ارتکاب حرام است.
ب- محبت به همسر خود نوعی کمال است.
ج- ارضاء با همسر، موجب فراغت خوبی برای عبادت است.
د- روابط همسران معنوی است، نگاه، بوسیدن، آب دست همسر دادن چقدر ثواب دارد.
· اصل لزوم همکاری معنوی: بنای زوجین در همکاری ها، معنوی شدن است. لذا فرمود زن خوب کسی است که همسر خود را برای نماز شب بیدار کند.
مبنای سوم:
3- نیاز انسان به همدم: انسان از انس گرفته شده است. لذا بعد از خلقت حضرت حوا ، حضرت آدم فرمود، من با او انس دارم،لذا خدا زن و مرد را طوری خلق کرده که مونس هم اند (لتسکنوا الیها) زن و مرد نیمۀ گم شده هم اند.
اصول مرتبط با این مبنا:
· پرورش نگرش انسی به جنس مخالف: همه باید بدانند که زن و مرد برای انس به هم خلق شده اند، لذا این نگرش موجب پیدایش نگاه مثبت به هم می شود. نه فقط موجودی برای ارضای شهوت. مثل حیوانات
· همسر باید هم جنس روحی و فکری با انسان باشد: یعنی از نظر فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی، متجانس باهم باشند (یمیل الی مثله) یعنی بصورت تکوینی بعضی ها به هم میل دارند. لذا در روایات تحت عنوان هم کفو بسیار تأکید شده است.
· ازدواج باید بر اساس خواست دختر و پسر باشد: ازدواج طبق میل دختر و پسر باشد، نه اجبار والدین. لذا ..... فرمودند با کسی ازدواج کنیدکه خود دوست دارید نه اجبار والدین است. چرا که اگر میل من به او نباشد با او انس نمی گیرم و اجبار والدین موجب نفرت من از او می شود.
مبنای چهارم:
4- زیبا دوستی: انسان به علم حضوری، زیبائی را در ک می کند و به آن گرایش دارد (چه زیبائی ظاهری و چه زیبائی معنوی) به خود رسیدن و آرایشکردن همیشه در انسان است مخصوصاً در دوران نوجوانی و جوانی و این اغواگری جنس مخالف نیست.
اصول مرتبط با این مبنا:
· اصل توجه به زیبائی های خود: ما فعل خدا هستیم و فعل خدا هدفمند و زیباست و ماباید این را در کنیم (خدا دوست دراد که بنده نعم او را بازگو کند) با این کار نگرش مثبتی به خود پیدا می کنیم و اعتماد به نفس بالا می رود، چرا که تمام مفاسد از احساس خواری و ذلت نفس است.
· اصل پرهیز از تبرّج: زیبائی موجب تهییج جنسی می شود. لذا نباید زیبائی ها را برای هر کسی ظاهر کرد، حجاب و ستر عدم تبرّج مورد تأکید است.
· توجه زوجین به زیبائی های همدیگر: به زیبائی ها هم دیگر توجه کنیم تا هم قدرت و حکمت خدا را بفهمیم و هم محبت ما به همسر بیشتر شود لذا دستور دین است که زن و مرد خود را برای هم زیبا کنند.
مبنای پنجم:
5- نیاز به محبت: میل به محبت کردن و محبت دیدن، یک نیاز فطری است لذا در روایت آمده که بهترین راه برای جلب رحمت خدا، مهربانی با مردم است. آیا دین، غیر از محبت است.؟ این یک نیاز مستقل و اولی است نه مثل میل به غذا یک نیاز ثانوی باشد. خوب و بجا محبت کردن به فرزند، موجب می شود او به هر محبتی، از دیگران پاسخ مثبت ندهد و در بزرگسالی، با همسر خود، خوب محبت می کنند.
اصول مرتبط با این مبنا:
· پیشگیری از محبت جنسی زودهنگام: والیدن با درست محبت کردن به فرزندان، زمینه دریافت محبت های جنسی زود هنگام فرزند از دیگران را از بین می برند.
· تبلور محبت در روابط زوجین: محبت زوجین به هم نباید منحصر به مسائل جنسی شود. بلکه دنبال ارضای نیازهای عاطفی و روانی باشند (عشق به هم) هر چند مسولیت مردها در اینجا بیشتر است لذا در اسلام به شدت تاکید شده که به زن خود محبت کنید به دو دلیل: 1- زن تنها محل تخلیۀشهوت نیست 2- این همه تاکید حاکی از نقش مهم زن در زندگی و جامعه دارد.
شیوه های آموزش و تربیت جنسی: دومرحله دراد 1- قبل از ازدواج 2- بعد از ازدواج
قبل از ازدواج: الف- مستقیم ب- غیر مستقیم
روش مستقیم: مسائلی که مستقیم به نقش جنسیتی دختر و پسر و وظایف آن ها مربوط می شود مثل هویت پذیری جنسی- الگویابی جنسیتی و...
روش غیر مستقیم: مسائلی که به نحوی بر رفتارهای جنسی فرزند تأثیر می گذارد مثل محبت به کودک- پرورش فضائل اخلاقی...
نکته: در آموزش کودک بیشتر تأکید بر کنترل دیگران است ولی در نوجوان بیشتر کنترل خود او مد نظر است.
روش مستقیم:
1- دوره کودکی:
· آموزش جنسیت و پرورش هویت جنسی: والدین طوری رفتار کنندکه برتری جنسی بر جنس دیگر را القاء نکنند و القاء کنند که هر کدام مکمل دیگری است- نقش جنسیتی هر کدام را به فرزندان آموزش دهند و به آن ها بگویند که جامعه از هر کداماز آن ها چه انتظاری دارند- از تبعیض جنسیتی خودداری کنند- البته در تمام این امور الگوی جنسی هر فرزندی باید هم جنس خود بچه باشد. تمایز جنسی فرزند از 2 سالگی شروع می شود و در سن 3 سالگی ، فرزند، خود را بعنوان دختر یا پسر می شناسد و دنبال همانند سازی با پدر یا مادر خود است. اگر الگوی جنسی، هم جنس نباشد، پسر روحیه زنانه و دختر روحیه مردانه پیدا می کند- باید متناسب هر جنسی به او مسئولیت داد.
· جلوگیری از زمینه های تحریک جنسی: چون در بدو تولد، شهوت جنسی در کودکان هست. لذا اگر آنها هم تحریک شوند چه بسا به (ارگاسم) لذت جنسی هم برسند. هر چند کودک انزال ندارد. لذا نباید قبل از موعد، آنها را تحریک کرد لذا والدین از این امور نزد فرزند خودداری کنند:
الف- خود داری از عمل جنسی نزد فرزندان حتی نوزاد، چون کنجکاوی او موجب می شود که او هم بادوست اش همین کار را بکند.
ب- اجازه گرفتن فرزندان برای ورود به اتاق والدین (غیر از آمیزش بحث لخت شدن و تعویض لباس هم مهم است)
پ-خودداری از لخت شدن در برابر کودکان یا لخت کردن آن ها: چرا که موجب بی حیائی و تحریک جنسی آن ها می شود.
ت-خودداری از دست زدن به عورت، چرا که زمینه انحراف آن هاست و کم کم به استمنا کشیده می شود.
ث-خودداری از در آغوش گرفتن و بوسیدن کودکان نامحرم، بعد از سن 6 سالگی
ج- جداسازی بستر کودکان از سن 3 سالگی
چ-اجازه ندهید کودکان بخاطر کنجکاوی سراغ بازی با آلت خود و یا دیگران بروند این کار به چند دلیل مفید است:
1- لذت بردن او از خودش موجب جدائی او از والدین می شود
2- کم کم موجب می شود که در مواقع نیاز به تسلی با خود بازی کند.
3- با این وضع نمی تواند در جامعه خود را کنترل کند.
ز: اجازه ندهید فرزند مدت طولانی در وقت خواب بیدار بماند در کنارش باشید.
· پاسخ دادن به سئوالات جنسی کودکان: بالاخره برای فرزند با دیدن رفتن مادر به زایشگاه – تولد فزند دیگر- سئوالاتی بوجود می آید، که نمی توان بی تفاوت ماند لذا باید شفافیت و حجب و حیا به دور از تحریک و هیجان جواب آن ها را داد. الزاماً جواب باید قانع کننده باشد تا سراغ دیگری برای جواب نرود. البته جواب متناسب با سن او باید باشد.
2- دوره نوجوانی: بین کودکی و بزرگسالی را که شخص مفاهیم را ادراک می کند یا انتزاع می نماید. دوره نوجوانی گویند. رعایت موارد زیر مهم است:
· آگاهی دادن نسبت به تغییرات جسمی بلوغ: حالا که به بلوغ رسیده باید به او یاد داد که بلوغ یعنی چه و چگونه بهداشت را رعایت کند و با توجه به دین چگونه به غریزه جواب دهد.
· یاد داد که این غریزه و تغییر، طبیعی است: نوجوان با این تغییر ترس دارد مخصوصاَ برای دختر که خون از محل حساس می بیند که باید به آن طبیعی بودن این امر را آموزش داد. مادر به دختر و پدر به پسر بگوید.
· تعدیل حالت های روانی: تغییر فقط در جسم نیست بلکه در روح و روان او هم تغییر ایجاد شده مثل استقلال طلبی ، ازدواج می کند لذا باید به عنوان وزیر با او رفتار شود- به دختر آموخت که در مقابل جنس مخالف، سختگیر باشد-
· پرورش هویت جنسی نوجوان: اومی خواهد با ماهیت جنسی خود آشنا شود. لذا والدین و معلم بصورت هماهنگ او را آموزش دهند اگر اجازه ندهیم که فرزند خود را شبیه جنسی مخالف کند، هویت یابی او راحت تر است لذا در روایات تشبه به زن لعن شده است، هویت یابی جنسی یعنی هر کس بداند چیست و چه نقشی دارد. دختر بداند چه نقشی در جامعه دارد(مادر هست)
· توجه به نیاز جنسی و جهت دهی به آن: این نیاز در همه هست شاید کم و زیاد داشته باشد ولی در همه هست که در این مقطع باید والدین این کمک ها را به فرزندان خود بکنند (مخصوصاَ در بحران جنسی)
الف- پذیرش تمایل جنسی در نوجوان: والدین میل به جنس مخالف فرزند خود را قبول کنند و به فرزند القاء کنند که این میل پلید نیست تا فرزند هر اتفاقی افتاد به والدین بگوید.
ب-تبیین هدف این میل جنسی: او را سوق دهند به هدف این میل که ازدواج است که با ازدواج به قرب خدا برسد. تا او بیابد که این میل مقدس است
پ-توجه به پیامدهای وجود آزادی جنسی: بصورت علمی به فرزند بگوید که در غیر از راه ازدواج ، بدبختی و سقوطی وجود دارد. طبق آمارها درصد بسیار کمی دوست دختر و دوست پسر، ازدواج می کنند- مخصوصاَ چون دختر عاطفی است در رابطه دوستی و قطع آن بسیار لطمه می بیند- ارتباط دختر و پسر اگر به آمیزش برسد که حاملگی و بدبختی هر دو را دارد. اگر به آمیزش نرسد، بخاطر فشار به هر دو در دراز مدت به ناتوانی جنسی می رسند و موجب بیماری عصبی می شود.
ث- سوق دادن انرژی جنسی به امور معنوی: فروید می گوید یکی از راه های مبارزه با آزادی جنسی تصعید یا والایش است یعنی جابجائی یک نیروی درونی به یک هدف بالاتر(عشق به دختر را تبدیل به شعر و خلق هنر می کند- لذا والدین آموزش دهند که این انرژی در مسائل معنوی، ورزشی ، فرهنگی مصرف می شود.
ج-تشویق به علم آموزی: او را با لذات عقلی آشنا کنیم، لذا امام صادق فرمود جوان یا باید در حال تعلیم باشد و یا عالم باشد تا دچار انحراف نشود.
چ-آموزش راه های کنترل تحریک جنسی: نباید اور ا تحریک کرد. و الا نشستن پای سفرۀ رنگین برای گرسنه راه لاغر کردن نیست در این قسمت کنترل بسیار مهم است:
1- کنترل نگاه: همه انحرافت جنسی از نگاه شروع می شود. لذا گناه بودن از نگاه خطرات آن را به فرزند گوشزد کرد، حتی نگاه به بدن محارم- تعیلم محرم و نامحرم، عدم نگاه به زیورآلات جنسی مخالف- به فرزند بیاموزد که اگر نگاه نکرد چه ثوابی دارد. افضل عبادات است.
2- پرهیز از خلوت با نامحرم: در خلوت، تحریک پذیری چندین برابر می شود. لذا فرمود نفر سوم شیطان است.
3- دروی از رفتار اغواگرانه: مثلاً زن با ناز و کرشمه صحبت نکند تا مردان به طمع نیافتند، لذا فرمود زن زینت اش را ظاهر نکند.
4- کنترل حس لامسه: یکی از قوی ترین حس هاست، لذاست که با آلت بازی میکند- لذاناکح الکف، مورد لعن قرار گرفته است. بوسیدن هم همین حکم را دارد. لذا خواب زیر یک پتو که مستلزم لمس است جایز نیست- لذا از هم آغوشی دوزن برهنه هم نهی شده است.- نباید با نامحرم دست داد.
5- درگیر ساختن فرد با احساس دیگرش: جوان را با احساس دیگرش که در تعارض با غریزه جنسی است درگیر کرد.پیامبر به جوان متقاضی زن فرمود:دوست درای کسی با مادرت این کار را بکند.
6- پرهیز از زدودن موهای زائد بصورت مستمر: چرا که موی زیاد، شهوت را کم می کند.
7- پرهیز از غذاهای محرک: مثل ادویه ها تند، تخم مرغ، خرما، مرغ، انار
8- کنترل فکر و خیال: خیالهای جنسی را از خود دورکند- نگاه موادخام، خیال است، لذا تا نیاز به خواب پیدا نکرد به رختخواب نرود که خیال نکند.
9- حفظ حجاب: چون تمام زن عورت است و بسیار محرک برای مرد، لذا حجاب واجب است. لذا از آیه 31سوره نور، قل للمومنات یغضضن... این موارد استفاده شود:
الف- حجاب در زمان جاهلیت هم بود- حتی در ایران باستان-
ب-صورت زن اگر آرایش داشت مصداق زینت است.
پ-حرکت و راه رفتن زن نباید اغواگرانه باشد (جلب توجه کند).
ت-زن باید ظاهر و باطن اش محجوب باشد. پوشش ساده و سنگین تا خانواده ها سالم بماند.
ث-مراد از جلباب، پارچه بزرگتر از روسری است که سرو گردن را می پوشاند.
ج-فرمود:شما حجاب را رعایت کنید تا از زنان بدکاره شناخته نشوید، لذا حجاب موجب شرف وعزت است.
دستور حجاب مبارزه با حس فطری زن که خودنمائی است نیست بلکه آنرا جهت می دهد به همسر آیا می توان گفت که چون کودک، حس فطری اش استقلال طلبی است. پس هر کاری می تواند بکند؟
شیوه های غیر مستقیم:
1- تأمین نیازهای روانی و عاطفی: تأمین این موراد از انحراف کودک، جلوگیری می کند:
· محبت کردن: فرزند نیاز به محبت دارد که اگر تأمین شود او سالم می ماند لذا در دین تاکید شده که گاهی خدا والدین را به خاطر شدت محبت به فرزند می بخشد. مضافاً فرزند یاد می گیرد که در زندگی آینده خود به خانواده خود محبت کند
· نوازش کردن: کشیدن دست نوازش به سرو صورت فرزند تا هم تأمین شود و هم یادبگیرد برای خانواده اش
· هدیه دادن: والدین هدیه دهند، تا فرزند با هدیه دیگران فریب نخورد چون کودک عاشق هدیه است
· ارزش دادن: نیاز به احترام خواست همه است فرزند اگر در خود احساس ارزش نکند تن به هر پستی می دهد. لذا پیامبر (ص) فرمود : اکرموا اولادکم.
· تأمین امنیت: وجود امنیت یک نیاز اساسی است که در نبودش هر جنایتی اتفاق می افتد فرزند ناامن از همه گریزان است و از ازدواج فراری لذا دستور به عدم تبعیض بخاطر ایجاد امنیت است.
2- دعا: دعای والدین در سلامتی فرزند بسیار مؤثر است. انواع دعا های والدین برای سلامتی فرزند:
· دعا کردن به هنگام انعقاد نطفه فرمود حین آمیزش بسم الله بگو و دعا کن
· گفتن اذان و اقامه، دعا حین تولد
· آموزش دعا به کودک: اما رضا فرمود: معوذتین را به فرزندان خود یاد بدهید.
3- شکوفا سازی فطرت: کودک با فطرتی پاک و خداجو به دنیا می آید والدین شرایطی را فراهم کنند که این فطرت شکوفا و تقویت شود. مثل آموزش قرآن و ...
4- زمینه سازی ادب نیکو: ادب دوری از پستی و آلودگی و آداب نیکو را به او بیاموزد چرا که بهترین ثروت پدر برای فرزند ادب است. تربیت فرد مقدم بر جامعه است.
زمینه های روانشناختی ادب کودک:
الف-ادب آموزی او متناسب با سن او باشد (سه دورۀ تربیت:1- سیادت 2- تربیت 3- وزارت)
ب-در ادب آموزی از هرگونه پرخاشگری و عصبانیت دور می شود. قهر کن ولی نه طولانی
ج-توجه و ارزش دادن به کودک بسیار مؤثر است در ادب آموزی او
د-تشویق خود او و کارهای خوب بچه های دیگر البته بشرط اینکه سرزنش خود او نشود.
5- آموزش اعمال دینی: از دین هر آنچه که فرزند ما باید بیاموزد، باید به او یاد داد. مثل نماز – محرم و نامحرم- شناخت گناهان- چرا که بهترین راه کنترل شهوت دین است.
6- پرورش فضائل اخلاقی: با این کار فضایل را با شخصیت او عجین می کنیم: پرورش این امور مهم است:
· حیاء: اولین فضیلی که باید آموخت به کودک، حیاء است که تمام دین است. چرا که حیاء مانع گناه می شود. (حیاء مرکب از ترس و عفت است)
راه های پرورش حیاء
الف- الگودهی عملی والدین : والدین الگوی فرزندان هستند پس خود باید با حیاء باشند.
ب-تبیین پیامدهای حیاء: خوبی حیاء را بگویند.
ج-اظهار انزجار از عمل قبیح: در مقابل کار زشت نه سکوت کنند و نه لبخند بزنند بلکه ابراز تنفر از خود عمل بکنند نه از خود شخص
· عفت: عفیف یعنی خودنگه دار حالت اعتدال شهوت است در روایات عفت یعنی ترک گناهان جنسی است.
راه ایجاد عفت:
الف-الگودهی والدین (خود عفیف باشند)
ب-بیان آثار خوب عفت
ج-تقویت حیاء موجب ایجاد عفت است
· غیرت: غیرت موجب می شود که پسر نگاه شهوانی به دختر نکند چرا که غیرت یعنی انسان دوست ندارد کسی در حق او شریک شود. مثل واژه انف یا تعصب لذا فرمود ابراهیم (ع) غیرور بود لذا حضرت امیر (ع) فرمود ما زنی غیور قط. البته غیرت زن به معنای حسادت زنانه از ازدواج شرعی شوهرش، غلط است البته در امور حلال نباید غیرت ورزید.
تربیت جنسی بعد از ازدواج: تربیت جنسی بر دو پایه استوار است 1- خویشتن داری 2- ازدواج: مهمترین فلسفه مسائل جنسی استمرار نسل است
امور مهم در این مقطع: روش غیر مستقیم روش مستقیم
روش غیر مستقیم تربیت جنسی بعد از ازدواج : (والدین باید این امور را آموزش دهند)
1- اهداف ازدواج:
· آرامش روان: لتسکنوا الیها است ازدواج به طوریکه غیر ازتأمین نیازهای جنسی و عاطفی، انسان احساس مسئولیت بیشتری می کند، از کمترکارهای خطرناک مثل خود کشی می کند.
· تقویت ایمان: ارضای غریزه جنسی در قالب ازدواج موجب حفظ ایمان فرد است. لذا فرمود بدترین انسان ها مجردهایند
· حفظ عفت: با ازدواج انسان دامنش به گناه و حرام آلوده نمی شود لذا ازدواج به این قصد عبادت است.
· بقای نسل: تداوم و بقای نسل با ازدواج محقق می شود که در روایات هم از اهداف ازدواج شمرده شده است: چرا که بدون فرزند نظام طبیعت مختل می شود.
· پرورش نسل صالح: فرزند صالح ذخیره آخرت است و گلی از بهشت است.
2- انتخاب شریک جنسی: اینکه شریک جنسی ما کیست؟ لذا وجود این ویژگی ها مهم است:
· رشد جنسی: فرد به بلوغ جنسی رسیده باشد (به محض بلوغ اقدام شود) لذا ولو جایز است اما بهتر است که به ازدواج کودک اقدام نشود.
· رشد عاطفی: که به آن تکامل روانی گویند یعنی فرد از وابستگی های کودکانه جدا شده و مسئولیت پذیر شده است بدون والدین قادر به تصمیم گیری است. پسر تن به کار دهد خود را با محیط وفق دهد.
· رشد عقلی(اجتماعی و اقتصادی): بتواند مسائل را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد بداند کجا پول خرج کند
نکته: سن ازدواج بعضی روانشناسان می گویند قبل از 18 دختر اصلاً شوهر نکند، بهترین سن 22 است ولی آقای فارن می گوید زودازدواج کردن عالی است- لذا از نظر دین و روانشناسی ازدواج در اوایل جوانی مطلوب است ولی زود بچه دار نشوند.
معیارهای انتخاب همسر: در احادیث روی این امور زیاد تأکید شده است:
1- زیبایی جاذب: زیبا بودن همسر در تفاهم زوجین مؤثر است. لذا در اسلام اجازه داده شده که پسر حین خواستگاری به موی او هم نگاه کند البته بدون شهوت
2- هماهنگی فکری و اعتقادی: درارزشهای دینی، اخلاقی، سیاسی، هم فکر باشند چرا که انسان به خاطر عقیده اش از جانش هم می گذرد چرا که معلوم نیست بتوان فکر او را تغییر داد لذا فرمود با ناصبی ازدواج نکنید.
3- توافق اخلاقی: در خلق و خو هماهنگ باشند (کبوتر با کبوتر ) لذا غلط است که گفته اند، اضداد، همدیگر را جذب می کنند چرا که هم خویی ما بیشتر مارا دوست خواهد داشت ارتباط با او راحت تر است.
4- هم شأنی اجتماعی: هر چند در اسلام مهم نیست که در چه طبقه ای هستی ولی اکثر مردم با ایمان نیستند و تحت تأثیر اختلاف طبقاتی هستند
5- دینداری و تقوی: هر دو باید متدین باشند چرا که اگر دین داشتند به هم ظلم نمی کنند لذا فرمود دختر به شراب خوار ندهید
6- رعایت فاصله سنی: اختلاف فاحش سنی از نظر پزشکی و روانشناسی مضر است بیشتر از 10 سال نباشد.بین 4 تا 7 سال خوب است، چرا که زن زودتر به سن بلوغ می رسد لذا نیازش زودتر است ، زن به علت زایمان زودتر شکسته می شود ، نیازهای جنسی زن زودتر فروکش پیدا می کند.
7- توجه به خواست دختر و پسر: انتخاب با خود آنهاست لذا نباید والدین اجبار کنند چرا که اگر ازدواج اجباری بود فرددنبال فرار از آن است
8- سلامت خانوادگی: خانواده اصیل و سالم باشد چرا که خانواده از نظر ژنتیکی روی فرزندان تأثیر می گذارند.
اموری که پسر و دختر بعد از ازدواج باید بدانند:
1- شناخت نیازها و عواطف: زن و مرد باید عواطف و نیازهای روحی را بشناسند تا بتوانند تأمین کنند مرد بداند که زن احساسی، زود رنج، نازک دل است زن هم بداند که مرد بنده شهوت است شجاع و مغرور است بسیار منطقی است لذا شأنش باید حفظ شود.
2- شناخت حقوق جنسی: باید همدیگر را تمکین کنند تا ناشزه نشوند برای آمیزش عذرنیاورند (نشوز برای مرد هم هست) که اگر با نصحیت درست نشد با حکم قانون باید حقوق را رعایت کنند. در مورد زن و شوهر در بیرون رفتن زن اختلاف فقهاست ولی تمام فقها در مورد تمکین زن اتفاق نظر دارند که اگر نکرد ناشزه است. والاتی تخانون نشوزهن ... این آیه شامل تمام زنان می شود امااین موارداستثنا هستند:
الف- زنی که بیماری جسمی (دستگاه تناسلی) دارد
ب-زنی که سرد مزاج است (تا درمان نکرده است)
پ-زنی که بیماری روانی دارد
ث-زنی که از شوهرش متنفر است
نکته: زنی که میل به مرد نامحرمی دارد لذا تمکین شوهرش نمی کند، این مصداق بارز ناشزه است.
عوامل مستقیم در تربیت جنسی بعد از ازدواج:
1- شناسائی شرایط ارتباط جنسی: در چه زمان و مکانی ارتباط جنسی برقرار کنند.
· شرایط مکانی: مسائل جنسی خصوصی ترین کارهاست لذا در مکان خاصی باید باشد. که کسی مشاهده نکند حتی نوزادی نباشد – فرمود درکشتی- زیر درخت- پشت بام- در مسافرت کمتر از 3 روز با زنت آمیزش نکن.
· شرایط زمانی: در روایات نزدیکی برای تولد فرزند این ایام مکروه است: اول شب چون معده پر است، طلوع فجر، غروب آفتاب، خسوف و کسوف، اول و آخر ماه و در ایامی مستحب است: شب دوشنبه، 3 شنبه، زوال پنج شنبه، شب جمعه
· شرایط روانی: زن و مرد باید آمادگی روحی داشته باشند تا لذت ببرند که در نطفه بسیار مؤثر است لذا فرمود در شب مسافرت که اضطراب است آمیزش نکن – یاد خدا حین آمیزش اگر باشد ،مؤثر در آرامش است- با وضو باشد- زن و مرد به هم عشق بورزند تا آرام بگیرند با فکر کس دیگر با همسر خود آمیزش نکن (چون یا موجب زود انزالی و یا سردمزاجی می شود).
2- فرآیند رابطه جنسی: بعد از تحقق شرایط زمانی و مکانی و روانی این فرایند محقق می شود که از مرحله انگیزش شروع و به مرحله تشدید و ارگاسم می رسد
اما مراحل این فرآیند:
· مرحله انگیزش : مردها بیشتر از طریق دیدن تحریک می شوند ولی دختر بیشتر با محبت و لمس تحریک می شوند نظافت مرد هم مؤثر است بوی خوش – لباس زیبا مؤثر در تحریک است.
· زمینه سازی روانشناختی آمیزش:
الف- موقعیت روانی زوجین در شب زفاف اولین تجربه سکس آن هاست خروج از عالم دختری به زنی است لذا نباید ترس و وحشت باشد با بسم الله باشد؛ زن، مرد را خدمتگذار خود بداند لذا فرمود مرد کفش اورا درآورد.
ب-پرهیز از آمیزش در شرایط نامناسب: اگر نیاز به دستشویی دارد برود و در حال آمیزش صحبت غیر عاشقانه نکند درحال جنابت ایستاده و با افراط آمیزش نکند
· مرحله آمیزش واوج لذت: حال که هر دو تحریک و آماده هستند آمیزش شروع شود و تا زن خیس نکرده است آمیزش نشود، ارگاسم زن دیرتر از مرد است که مرد باید ادامه دهد تا زن مریض نشود.
· مرحله فرونشینی: هر چند بعد از ارگاسم، زن به محض تحریک مجدد دوباره آماده کار است لذا فرمود شهوت زن 9 برابر مرد است.
رفتار نابهنجار جنسی چیست؟
کاپلان می گوید، رفتار جنسی است که به نحوی برای خود فرد یا اشخاص دیگر، زیان آور و خطر زا باشد (لزومی ندارد که حتماً یک شریک جنسی هم باشد) که کم کم سر از جبر در می آورد.
سه ملاک برای تشخیص رفتار هنجار از نابهنجار:
1- ملاک آماری:طبق قدو وزن افراد جامعه را آمار میگیرید، افراد میان منحنی، بهنجار و صدر و ذیل نابهنجار هستند.
2- ملاک روانی: رفتاری که ضرر برای فرد و جامعه دارد، نابهنجاری
3- ملاک اجتماعی: رفتاری که افراد جامعه به آن واکنش تند نشان دهند نابهنجار است.
بهنجار یعنی رفتار طبیعی و نابهنجار یعنی رفتار غیر طبیعی و غیر فطری پس رفتار بهنجار یعنی رفتاریکه فطری است در تمام افراد هست بابدیهات اخلاقی هماهنگ است ، خدا به آن توصیه کرده- به زیان کسی نیست- اما در اسلام در بحث مسائل جنسی و رفتاری که در قالب ازدواج می باشد بهنجار و خارج از ازدواج نابهنجار است- بهنجار در قرآن با کلمۀ طیبات و معروف آمده و نابهنجار با خبائث و منکرات است لذا در اسلام هر نابهنجار جنسی گناه و خروج از فطرت حساب می شود چرا که از روی اختیار فرد است دلیل اینکه نابهنجاری جنسی یک رفتار جبری نیست و اختیاری است این است که 1- همه افراد به آن ها مبتلا نیستند 2- افراد مبتلی، همیشه مبتلی نیستند 3- اگر اختیار نبود دیگران آن را مذمت نمی کردند.
انواع نابهنجارهای جنسی : 13 مورد است
1- استمنا و استشها: استمنا یعنی رفتار مالشی مرد با خودش و استشها: یعنی رفتار مالش زن با خودش به قصد لذت جنسی که مانع ازدواج است و در اینمورد لعن واقع شده است . پریدگی رنگ، سیاهی دور چشم- خواب آلودگی- از عوارض آن است که هیچ چیز مثل استمنا به شخصیت فرد لطمه نمی زند – برای علاج آن باید ابتدا، احساس گنهکاری را در فرد زنده کرد و بعد او را به یک فعالیت سالم رهنمود کرد- رژیم غذائی او را تغییر داد- به محض بیداری دوش گرفت-
شبهه: در روایات ما حدی برای استمنا مشخص نشده پس این خود دلیل بر عدم حرمت آن است.
جواب شبهه:
اولاً: این قبیل روایات که فقط فرموده اند اشکالی ندارد و حدی ندارد ، در مقام بیان حرمت استمنا نیستند.
ثانیاً :استمنا در مقایسه با زنا و لواط؛ گناه کمتری دارد و حدش با قاضی است.
ثالثاً: در بسیاری از روایات تصریح به حرمت استمناء شده است.
2- همجنس گرایی: یعنی رفتار جنسی با هم جنس که در اسلام تمام اقسامش حرام است: اما اقسام آن:
· لواط: فاعل یا مفعول شدن یک مرد که در روایت فرمود بدتر از زناست چرا که خدا قومی را به خاطر زنا هلاک نکرد ولی بخاطر لواط هلاک کرد- حتی درست دانستن لواط هم حرام است- در تمام ادیان همجنس گرائی مورد مذمت بوده است اما در سال 1980 در آمریکا دیگر این را یک عمل غیر طبیعی ندانستند ولی آمار نشان می دهد که در صد بسیار کمی از مردم همجنس گرایند که این خود دلیل بر غیر طبیعی بودن آن است.
· تمایل مرد به مفعول شدن: این هم از مصادیق لواط است وحرام که فرمود مردی که دوست دارد مفعول شود وارد بهشت نمی شود و مورد لعن است لذا فرمود مرد خود را برای مرد دیگر آرایش نکند.
· مالش مردان: هر گونه مالش یک مرد توسط یک مرد دیگر به قصد لذت حرام است و نابهنجار و مورد لعن و تا صد تازیانه حد دارد- حتی بوسیدن مرد از روی شهوت-
· بوسیدن مرد از روی شهوت: مردی مرد دیگر را به قصد لذت ببوسد، حرام و نابهنجار است و فرمود هزار سال آتش عذاب دارد.
· مصافحه و لاس زدن مرد با مرد: مصافحه و لاس زدن مرد با مرد به قصد لذت مورد لعن است.
· لواط دونفره: هر دو با هم لواط کنند.
· مساحقه (همجنس گرائی زن) زنان فرج های خود را به هم بمالند تا ارضا شوند، مورد لعن و در حکم لواط است.
3- زنا و روسپیگری: حکم زنای محصنه، سنگ سار، و غیر محصنه صد تازیانه است، زنا موجب بی آبروی در دنیا – فقر- کوتاهی عمر در دنیا و در آخرت موجب خشم خدا حساب رسی و عذاب آتش است.
4- نظر بازی: چه نظر به عورت هم جنس باشد و چه غیر هم جنس که فرمود در نگاه به عورت کسی 70 هزار فرشته او را لعن می کنند- با منافقین محشور می شود این مصداق پارافیلیاهای (نابهنجار جنسی) است.
5- مصافحه مرد با زن: فرمود دست دادن زن و مرد نامحرم موجب خشم خدا است مگر از روی لباس بدون قصد لذت و بدون فشار باشد.
6- مالش مرد به زن: ولو از روی لباس مالش دهد به قصد لذت حرام است و فرمود از استمنا بدتر است.
7- تشابه به جنس مخالف: بخاطر تمایل به جنس مخالف خود را شبیه جنس مخالف کرده (لباس زنانه پوشیدن و...) که فرمود مورد لعن است.
8- حیوان بازی: حیواندوستی برای آمیزش حرام و مورد لعن است حد دارد اگر حیوان حلال گوشت باشد کشته شود و آتش زده شود و اگر حیوان باری است تبعید شود اگر زن و شوهر با چیزی غیر از اعضاء آمیزش کنند نهی شده است.
9- آزارگری جنسی: زن و شوهر نباید در مسائل جنسی همدیگر را آزار دهند مثل آمیزش از عقب، مجروح کردن ، کتک زدن و ....و شکنجه دادن
10- آزارخواهی حنسی: یعنی فرد دوست داردتحقیر شود، کتک بخورد، بستن ، کتک زدن حین سکس و ...خطرناکترین اش: فیلیا است که فرد خود را دچار کمبود اکسیژن می کند تا لذت ببرد.
11- یادگار پرستی: اینکه فرد مثلاً فقط توسط شورت زنانه تحریک می شود یعنی زن تا شورت نبپوشد مرد تحریک نمی شود، شورت جای زن را گرفته است.
12- بچه بازی: بوسیدن، مالش، نگاه، لمس، لواط با کودک را گویند که مورد لعن و عقاب و عذاب است- رایجترین و خطرناکترین نابهنجاری جنسی است. یعنی مرد دوست دارد با کودک کمتر از 13 سال رابطه برقرار کند. معمولاً دختران 8 تا 10 ساله مورد تعرض واقع می شوند – افراد بچه باز مهارت اجتماعی ندارند- اعتماد به نفس ندارند در تعامل با بزرگسالان دچار مشکل اند، 93% بچه باز ها اختلال روانی دارند.
13- نمایشگری: میل شدید دارند که آلت خود را در اماکن عمومی به دیگران نشان دهند این افراد بسیار بی کفایت و حقیر اند، در تعامل دچار مشکل اند لذا نمایشگر را مثل آرایش زنانه در دین حرام شده است.
عوامل نابهنجاری جنسی: چه عامل درونی باشد(هوای نفس) و چه عامل بیرونی هر چند عواملبیرونی همه به کمک عوامل درونی نفوذ می کنند:
اما عوامل :
1- خانواده : چون مهمترین مکان یادگیری و شکل گیری شخصیت هر کس ، خانواده است ، نوع رفتار والدین و توجه نکردن به این امور :
1- کمبود محبت : یکی از مهمترین علت هاست . مخصوصا پسران که می بینند بیشتر به دختران محبت می شود در خانواده . لذا این پسر در برخورد با جنس مخالف نمی تواند طبیعی رفتار کند و یا رو به استمناءمی برد چرا که تنها منبع عشق پسر در خانواده مادر است که اگر محبت نکند پسر مشکل پیدا می کند . برخلاف دختر که ابتدا عشقش مادر و بعد پدر می شود البته نباید زیاد روی کردفرزند را از خود راضی کرد .
2- استبداد و سلطه گری والدین : بر تمام رفتار فرزند سلطه دارند و اجازه هیچ ابتکاری به آنها نمی دهند چون آنها را نادان و نفهم می دانند لذا غالب این فرزندان بدبین ، منزوی و منفی گرا هستند .
3- تحقیر :در بسیاری از نابهنجاری های جنسی رد پای تحقیر وجود دارد در کودکی والدین بسیار او را تحقیر کردند . در حالی که پیامبر (ص) فرمود: اولاد را اکرام کنید .
4- پنهان کردن روابط زناشوی والدین : اگر مقابل چشم آنها آمیزش شود فرزندان روی رستگاری را نخواهند دید .
5- نداشتن آگاهی کامل در فرزند : اگر فرزند آگاهی لازم را داشته باشد دست به رفتار نابهنجار نخواهد زد .
2- عوامل اجتماعی و محیطی : رفتار انسان ناشی از طبیعت نیست بلکه ناشی از خانواده و جامعه است . نابهنجار جنسی بسیار متاثر از محیط بوده اند .انواع محیط:
1- مدرسه : تضاد خانواده و مدرسه کودک را گیج می کند اگر معلم حجاب را رعایت نکرد ولو مادر بسیار محجبه است کودک منحرف می شود .
2- همسالان و دوستان : کودک از 7 سال به بالا به شدت متأثر از دوستان خود است . لذا باید در انتخاب دوست آنها دقت شود شروع مسائل جنسی بین همسالان صورت میگیرد .(المرء علی دین خلیله)
3- رسانه های ارتباط جمعی : استفاده از اینترنت ، فیلم ، ماهواره که بیش از 30 هزار سایت مستهجن در آمریکا وجود دارد که در آمد این سایت ها سالی یک میلیارد دلار است سوء استفاده از کودکان به تبع همین مسائل است مشاهده فیلمهای پورونوگرافی (جنسی) به شدت ارزش های اخلاقی را از بین می برد . اثرات مخرب این فیلم ها:
1- عادت جوان به نابهنجاری های جنسی .
2- تحریک افراد و فساد در جامعه .
3- افراد به تقلید از این فیلم ها جنایت می کنند .
4- هر چه که ببینند بعداز فیلم ها بازی میکنند .
4- اوقات فراغت اگر اوقات فراغت کودکان سالم پر نشود سر از انحراف و بزهکاری و ... در می آورد . لذاست که این همه پیامبر تاکید داشت که کسی بیکار نباشد .
5- فقر و ثروت : یک عده به خاطر فشار فقر دست به نحراف جنسی می زنند و یک عده به علت ثروت زیاد طغیان می کنند و دست به انحراف می زنند .
6- چشم چرانی : نگاه به جنس مخالف محرک است و سر از استمناء و زنا و ... در می آورد .
7- همنشینی با منحرف ها : دوستی با افراد فاسد عقاید انسان را از بین برده و به گناه می کشاند .
8- اختلاط زن و مرد : اختلاط دخترو پسر در هر جا مایه فساد است لذا در دین نهی شده است .
دو نظریه در بیان علت نابهنجاری جنسی :
1- به خاطر اختلال در هویت جنسی است یعنی اگر همجنس گرا شد چون هویت جنسی خود را نیافته است .
ردّ: خیر علت هوای نفس و تنوع طلبی است نه اختلال در هویت جنسی، چ.ن اکثر هم جنس گرا ها مرد بودن یا زن بودن خود را قبول دارند ولی به علت تنوع طلبی شریک جنسی خود را از هم جنس انتخاب می کنند.
اختلال هویت جنسی یعنی فرد احساس می کند که در هویت جنسی او اشتباهی رخ داده است لذا از آلت خود تنفر دارد وسراغ کار های جنسی مخالف می روند.
غالباً دچار افسردگی می شوند ازدواج موفقی ندارند آمار خود کشی بالا است اقدام به بریدن آلت می کنند.
2- سبب شناسی پارافیلیاها یعنی از دورران کودکی تجربه ای را کسب می کنند در مقابل هر تغییری مقاومت می کنند و در طول زندگی به آن ادامه می دهد لذا با جنس مخالف نا سازگار است یعنی دنبال همانند سازی با جنس مخالف است . پسر مثل مادرش لباس می پوشد .
مولف:این نظرات پشتوانه ی علمی ندارد
پیشگیری و درمان نابهنجاری جنسی :طبیعتاً پیشگیری آسان تر از درمان است .
عوامل پیشگیری :
1. تربیت صحیح جنسی :از کودکی تا ازدواج با تأمین صحیح نیاز های او درست تربیت کنید.
تقویت معنویت، کاهش زمینه های انحراف .
2. غلبه بر عوامل انحراف : زمینه های انحراف را برای فرزند خود از بین ببریم .
زمینه های معنوی را ایجاد کنیم.
3. نظارت اجتماعی: یک گروه یا یک واحد در جامعه ، افراد خود را سمت و سو دهد این را نظارت اجتماعی می گویند که نظارت اجتماعی خود به دو نوع است :
· نظارت بیرونی
· نظارت درونی
1-نظارت بیرونی(یعنی خارج از وجود فرد):
· نظارت رسمی(به طور رسمی از طرف سازمانی اعمال می شود)
· غیر رسمی ( تودۀ مردم و دوستان ...)
2 – نظارت اجباری و اقناعی : اجباری یعنی فرد اگر تن ندهد مجازات می شود اقناعی یعنی با تبلیغ و تشویق
3- نظارت اجتماعی و اینترنت: کنترل دولتی شود با فیلتر کردن سایت های منحرف راه اندازی شبکه های خوب داخلی.
2-نظارت درونی: یعنی فرد با نیروی عقل و ایمان خود ، خود را نظارت کند به چند دلیل نظارت غیر رسمی، اجتماعی و اقناعی و مخصوصاً خانوادگی کارایی تر است :
1- خانواده مخاطب خود را بهتر می شناسد
2- نظارت خانواده غالباً عاطفی است .
3- خانواده تا اصلاح فرد دست بر نمی دارد چرا که در نظارت اجتماعی فاصله گرفتن از مکان آلوده معیار بود . که امروزه دیگر اصلا معنا ندارد .مهم ترین نوع نظارت نظارت دینی است.
سه عنصر مهم در نظارت دینی
1- عقلانیت : تربیت باید مبتنی بر عقلانیت باشد .
2- تقوای حضور :یعنی در متن جامعه باشی و گناه نکنی نه اینکه تقوای پرهیز از همه چیز و همه کس.
3- ارزیابی و نقادی : شنیده های خود را ارزیابی و نقادی می کند . بدون دلیل چیزی را طرد یا قبول نمی کند .
شیوه های پیشگیری در روایات : ( مراقبت های فردی )
1- خویشتنداری : با کرامت نفس در مقابل شهود مقاومت کند .
2- ذکر و توجه به خدا و یاد مرگ .
3- توجه به زمینه های محیطی : خلوت با نامحرم ، حرف زدن زیادی با نامحرم نداشته باشد . فرمود : پشت سرمار راه برو ، ولی پشت سر زن راه نرو .
4- استکمال عقل :هر چه عقل کامل تر ، هوای نفس ضعیف تر .
5- توجه به همسر و استمداد از خدا : اگر همسر دارد به زیبای های آن توجه کند چرا که هر چه زنان دیگر دارند او هم دارد و اگر زن ندارد از خدا استمداد کند .
6- مشارطه و محاسبه : با خدا عهد ببندد ، شرط کند از خود حساب بکشد . فرمود : کسی که از خود حساب نکشد از ما نیست .
7- پرهیز از چشم چرانی : نگاه به نامحرم انسان را تحریک می کند . راه های کنترل چشم :
1- توجه به مسئولیت چشم : اینکه یک نعمت الهی است باید در مسیر درست صرف شود و الا جوابگو باید باشیم .
2- توجه به پلیدی چشم چرانی : فرمود زنای چشم نگاه حرام است .
3- درک حضور و آگاهی خدا : الم یعلم بان الله یری – یعلم خائنه الاعین
4- یاد آوری مرگ و قیامت :امام علی (ع) : یاد مرگ مانع نگاه حرام است .
5- برگرداندن چهره : اگر نگاهش افتاد سر برگرداند .
6- توجه به آثار ترک نگاه حرام :فرمود اگر ترک نگاه حرام کند با حورالعین ازدواج می کند – لذت عبارت را درک می کند .لذت ایمان را می یابد عظمت خدا را می فهمد –از حسرت روز قیامت در امان است – آرامش فکر و دل دارد –بهشت برایش تضمین است – از زنا در امان است – در قیامت گریان نیست .
آسیب نا به هنجاری جنسی :
1- آسیب های شخصیتی : کسی که دچار نابه هنجار جنسی می شود ، شخصیت انسانی و معنوی خود را از دست می دهد .
2- آسیب های شناختی و نگرشی : ذهنش مشغول می شود ، لذا توان ادراک حقائق را نخواهد داشت .
3- آسیب های معنوی : نابه هنجارهای جنسی . از مصادیق بارز گناه و مانع معنویت است .
4- پیامدهای ناگوار چشم چرانی و ... : در همین دنیا ، سردی از زن وبچه ها و... .
تایپ از طاهره لنگری دانشگاه آزاد اسلامشهر بهار 1392
به نام خدا براي خدا