نظرات متفاوت درمورد زن
نظرات متفاوت درمورد زن
1- در بعضى از كتب مذهبى میسحیت هست كه زن از مايه اى پست تر از مايه مرد آفريده شده و يا اينكه به زن جنبه طفيلى و چپى داده اند و گفته اند كه همسر آدم اول از عضوى از اعضاء طرف چپ او آفريده شد , اثر و خبرى نيست . عليهذا در اسلام نظريه تحقير آميزى نسبت به زن از لحاظ سرشت و طينت وجود ندارد .
2- يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است
صفحه : 148
اينست كه زن عنصر گناه است , از وجود زن شر و وسوسه برميخيزد , زن شيطان كوچك است , ميگويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى در آن دخالت داشته است , ميگويند مرد در ذات خود از گناه مبرا است و اين زن است كه مرد را بگناه ميكشاند , ميگويند شيطان مستقيما در وجود مرد راه نمييابد و فقط از طريق زن است كه مردان را ميفريبد , شيطان زن را وسوسه ميكند و زن مرد را , ميگويند آدم اول كه فريب شيطان را خورد و از بهشت سعادت بيرون رانده شد از طريق زن بود , شيطان حوا را فريفت و حوا آدم را .
قرآن داستان بهشت آدم را مطرح كرده ولى هرگز نگفته كه شيطان يا مار حوا را فريفت و حوا آدم را , قرآن نه حوا را بعنوان مسئول اصلى معرفى ميكند و نه او را از حساب خارج ميكند , قرآن ميگويد به آدم گفتيم خودت و همسرت در بهشت سكنى گزينيد و از ميوه هاى آن بخوريد , قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را بميان ميكشد ضميرها را به شكل [( تثنيه )] مياورد , ميگويد فوسوس لهما الشيطان . شيطان آن دو را وسوسه كرد . فدلاهما بغرور شيطان آن دو را بفريب راهنمائى كرد , وقاسمهما انى لكما من الناصحين يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خير آنها را نميخواهد .
به اين ترتيب قرآن با يك فكر رائج آن عصر و زمان كه هنوز هم در گوشه و كنار جهان بقايائى دارد سخت بمبارزه پرداخت و جنس زن را از اين اتهام كه عنصر وسوسه و گناه , و شيطان كوچك است مبرا كرد .
3- يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه نسبت به زن وجود
صفحه : 149
داشته است در ناحيه استعدادهاى روحانى و معنوى زن است , ميگفتند زن به بهشت نميرود , زن مقامات معنوى و الهى را نميتواند طى كند , زن نميتواند بمقام قرب الهى آنطور كه مردان ميرسند , برسد . قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيت مربوط نيست , به ايمان و عمل مربوط است , خواه از طرف زن باشد يا از طرف مرد , قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قديسى از يك زن بزرگ و قديسه ياد ميكند , از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل ياد كرده است , اگر همسران نوح و لوط را بعنوان زنانى ناشايسته براى شوهران شان ذكر ميكند , از زن فرعون نيز بعنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است , گوئى قرآن خواسته است در داستانهاى خود توازن را حفظ كند و قهرمانان داستانها را منحصر بمردان ننمايد .
قرآن درباره مادر موسى ميگويد ما بمادر موسى وحى فرستاديم كه كودك را شير بده و هنگامى كه بر جان او بيمناك شدى او را بدريا بيافكن و نگران نباش كه ما او را بسوى تو باز پس خواهيم گردانيد .
قرآن درباره مريم مادر عيسى ميگويد كار او به آنجا كشيده شده بود كه در محراب عبادت همواره ملائكه با او سخن ميگفتند و گفت و شنود ميكردند , از غيب براى او روزى ميرسيد , كارش از لحاظ مقامات معنوى آنقدر بالا گرفته بود كه پيغمبر زمانش را در حيرت فرو برده او را پشت سر گذاشته بود , زكريا در مقابل مريم مات و مبهوت مانده بود .
در تاريخ خود اسلام زنان قديسه و عاليقدر فراوانند . كمتر صفحه : 150
مردى است بپايه خديجه برسد , و هيچ مردى جز پيغمبر و على بپايه حضرت زهرا نميرسد , حضرت زهرا بر فرزندان خود كه امامند و بر پيغمبران غير از خاتم الانبيا برترى دارد . اسلام در سير من الخلق الى الحق يعنى در حركت و مسافرت بسوى خدا هيچ تفاوتى ميان زن و مرد قائل نيست , تفاوتى كه اسلام قائل است در سير من الحق الى الخلق است , در بازگشت از حق بسوى مردم و تحمل مسئوليت پيغامبرى است كه مرد را براى اينكار مناسبتر دانسته است .
4- يكى ديگر از نظريات تحقير آميزى كه نسبت به زن وجود داشته است , مربوط است به رياضت جنسى و تقدس تجرد و عزوبت , چنانكه ميدانيم در برخى آيين ها رابطه جنسى ذاتا پليد است , بعقيده پيروان آن آئين ها تنها كسانى بمقامات معنوى نائل ميگردند كه همه عمر مجرد زيست كرده باشند , يكى از پيشوايان معروف مذهبى جهان ميگويد : [( با تيشه بكارت درخت ازدواج را از بن بر كنيد )] همان پيشوايان ازدواج را فقط از جنبه دفع افسد به فاسد اجازه ميدهند يعنى مدعى هستند كه چون غالب افراد قادر نيستند با تجرد صبر كنند و اختيار از كف شان ربوده ميشود و گرفتار فحشا ميشوند و با زنان متعددى تماس پيدا ميكنند , پس بهتر است ازدواج كنند تا با بيش از يك زن در تماس نباشند , ريشه افكار رياضت طلبى و طرفدارى از تجرد و عزوبت بدبينى به جنس زن است , محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقى بحساب مياورند .
اسلام با اين خرافه سخت نبرد كرد , ازدواج را مقدس , و تجرد را پليد شمرد , اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبيا معرفى كرد و گفت : من اخلاق الانبياء حب النساء . پيغمبر اكرم
صفحه : 151
ميفرمود من به سه چيز علاقه دارم , بوى خوش , زن , نماز . برتراندراسل ميگويد : در همه آئينها نوعى بدبينى به علاقه جنسى يافت ميشود مگر در اسلام , اسلام از نظر مصالح اجتماعى حدود و مقرراتى براى اي علاقه وضع كرده اما هرگز آنرا پليد نشمرده است .
يكى ديگر از نظريات تحقير آميزى كه درباره زن وجود داشته اينست كه ميگفته اند زن مقدمه وجود مرد است و براى مرد آفريده شده است . اسلام هرگز چنين سخنى ندارد , اسلام اصل علت غائى را در كمال صراحت بيان مى كند , اسلام با صراحت كامل مى گويد , زمين و آسمان , ابر و باد گياه و حيوان , همه براى انسان آفريده شده اند , اما هرگز نميگويد زن براى مرد آفريده شده است , اسلام ميگويد هر يك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند , هن لباس لكم وانتم لباس لهن . زنان زينت و پوشش شما هستند و شما زينت و پوشش آنها . اگر قرآن زن را مقدمه مرد و آفريده براى مرد ميدانست قهرا در قوانين خود اينجهت را در نظر ميگرفت , ولى چون اسلام از نظر تفسير خلقت چنين نظرى ندارد و زن را طفيلى وجود مرد نميداند در مقررات خاص خود درباره زن و مرد به اينمطلب نظر نداشته است .
5- يكى ديگر از نظريات تحقير آميزى كه در گذشته درباره زن وجود داشته اين است كه زن را از نظر مرد يك شر و بلاى اجتناب ناپذير ميدانسته اند , بسيارى از مردان با همه بهره هائى كه از وجود زن ميبرده اند , او را تحقي و مايه بدبختى و گرفتارى
صفحه : 152
خود ميدانسته اند , قرآن كريم مخصوصا اينمطلب را تذكر ميدهد كه وجود زن براى مرد خير است , مايه سكونت و آرامش دل او است .
6- يكى ديگر از آن نظريات تحقيرآميز اينست كه سهم زن را در توليد فرزند بسيار ناچيز ميدانسته اند , اعراب جاهليت و بعضى از ملل ديگر مادر را فقط بمنزله ظرفى ميدانسته اند كه نطفه مرد را كه بذر اصلى فرزند است در داخل خود نگهميدارد و رشد ميدهد . در قرآن ضمن آياتى كه ميگويد شما را از مرد و زنى آفريديم و برخى آيات ديگر كه در تفاسير توضيح داده شده است به اين طرز تفكر خاتمه داده شده است .
از آنچه گفته شد معلوم شد اسلام از نظر فكر فلسفى و از نظر تفسير خلقت نظر تحقيرآميزى نسبت به زن نداشته است بلكه آن نظريات را مردود شناخته است واعتقاد دارد که از دامن زن مرد به معراج می رود
صفحه : 153 متن كتاب نظام حقوق زن دراسلام شهیدمطهری
به نام خدا براي خدا